ابن محرز از قول ابن معين مىگويد : وى ثقه و مورد اعتماد نيست . غلابى نيز چنين سخنى از او نقل كرده است ، و ديگر بار مىگويد : ضعيف و سست روايت است . ابو داود از قول او مىگويد : غير موثق است . ابن ابى خيثمه و ديگران از ابن معين چنين نقل مىكنند : راوى موثقى نيست . جعفر طيالسى به نقل از ابن معين مىگويد : دروغ مىگويد .
عبد اللّه بن على بن مدينى مىگويد : دربارهء او از پدرم پرسيدم ، او را بشدت تضعيف كرد .
ابراهيم بن موسى مىگويد : مردم حديث او را ترك كردهاند . جوزجانى مىگويد : مردم روايات او را نپذيرفتهاند . نسائى و صالح بن محمد و ابو على حافظ مىگويند : رواياتش مطرود است . ساجى مىگويد : سست روايت است . دارقطنى مىگويد : ضعيف است .
ابو نعيم مىگويد : مطالب نادرست و نامعلومى روايت كرده است و راوى درستى نيست . « 1 » عجلى مىگويد : ضعيف است . ابن حبّان مىگويد : از زبان اشخاص موثق روايات پيچيده و بغرنج نقل كرده است و از استادانى ادعاى آموختن حديث كرده كه آنها را هرگز نديده است . « 2 »
در سند ، همچنين نام كثير بن ابى كثير آمده است . عقيلى او را در رديف راويان ضعيف آورده ، و ابن حزم و عبد الحق مىگويند : او مجهول است . هرگاه توثيقى كه عجلى از وى به عمل آورده ، ارزشى مىداشت ، حافظان حديث او را مجهول نمىخواندند ، و عقيلى او را ضعيف نمىناميد . وانگهى اينكه عجلى او را ثقه و مورد اعتماد بشمارد ، چه ارزشى دارد ؟ زيرا عجلى همان است كه عمر بن سعد ، قاتل سيد الشهدا ، و افراد رسوا و ننگينى چون او را نيز ثقه و مورد اعتماد شمرده است .
در سند روايت ، به طريقى كه احمد حنبل ثبت كرده ، نام ضمرة بن ربيعه هم هست .
قبلا ديديم كه ساجى دربارهء او مىگويد : راستگويى است كه دچار توهّم مىشده ، و روايات نادرست و نامعلوم نقل كرده است . وى از قول ثورى ، از عبد اللّه بن دينار ، از
هامش
( 1 ) . كاش ابو نعيم وقتى مىخواست دربارهء فضيلت و افتخار عثمان ، به نقل روايت از زبان عمر بن هارون بپردازد ، اين نظريهاش را دربارهء او به ياد مىداشت .
( 2 ) . تهذيب التهذيب : 7 / 502 - 505 .