تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
آنها گفتند : آرى همين‌طور است كه تو مىگويى . آنگاه عثمان گفت : شما را به خداى يگانه سوگند مىدهم ، آيا مىدانيد پيامبر خدا گفت : چه كسى چاه رومه را مىخرد ؟ و من آن را به فلان مبلغ خريدم و به پيامبر عرض كردم : من آن را ، يعنى چاه رومه را خريده‌ام . فرمود : وقف آب آشاميدنى مسلمانان كن تا پاداش آن را ببرى . گفتند : آرى . عثمان گفت : شما را به خداى يگانه قسم مىدهم ، آيا به خاطر داريد كه پيامبر خدا روز تدارك سپاه تنگدستى نگاهى به چهرهء جماعتش افكند و گفت : چه كسى اينها را تدارك مىكند ، خدا او را قرين مغفرتش بدارد ؟ آن وقت من آنها را تدارك كردم حتى تا جزئىترين لوازمشان . گفتند : آرى به خدا . عثمان گفت : خدايا تو شاهد باش . خدايا تو شاهد باش . خدايا تو شاهد باش ، و برفت . « 1 » اين روايت را بيهقى با همين سند ذكر كرده است . « 2 » اين چند بصرى - راويان آن روايت دروغين - كه سرباز زنى گشته و زير پرچم جمل جنگيده‌اند ، پنداشته‌اند مىتوانند چيزى بسازند تا اين واقعيت را كه مردان صالح و شخصيت‌هاى برجسته و پرهيزكار بصره عليه عثمان همداستان گشته‌اند ، از نظرها بپوشانند و دامن وى را از آلايش خلافكارىها و انحرافاتش برى نمايند ، غافل از اينكه اگر روايات دروغين آنها مورد قبول عده‌اى هم قرار گيرد ، نه‌تنها به منظورشان دست نمىيابند ، بلكه بر مشكلات عثمان خواهد افزود و روشن مىسازد كه اصحاب بزرگ و مشهور حتى پس از شنيدن استدلال عثمان و سوگند دادنش دست از مخالفت با او در رويه‌اش برنداشته و او را تا دم مرگ تعقيب كرده‌اند ، همچنانكه از دفاعش خوددارى نموده و به تحريك عليه وى ادامه داده‌اند و به اهانت و تحقير و تضعيف او پرداخته و او را كشته‌اند تا آنجا كه به جنازه‌اش حمله برده و دنده‌اش را شكسته و نعشش را در گورستان يهوديان دفن كرده‌اند ، و امت اسلامى كه به عقيدهء آنان بر خطا اجماع نمىكند ، عليه وى به اجماع و اتفاق دست يافته است . بنابراين ، براى عثمان هيچ قدر و اعتبار و احترامى باقى نمانده گرچه جاعلان هزار افسانه در فضايل و محاسنش بسازند .
هامش
( 1 ) . مسند احمد حنبل : 1 / 70 . ( 2 ) . السنن الكبرى : 6 / 167 .