بىپايه استناد مىكند ، مگر سخن حديثشناسان را دربارهء محمد بن قاسم نديده يا از ياد برده است ؟ مگر نمىدانسته كه نسايى دربارهء او مىگويد : مورد اعتماد نيست و احمد حنبل او را دروغگو خوانده است ؟ ترمذى مىگويد : احمد حنبل دربارهء او سخن گفته و او را ضعيف دانسته است . ابو حاتم مىگويد : قوى نيست و از روايتش خوشم نمىآيد .
ابو داود مىگويد : غير قابلاعتماد است و امين نيست ، و رواياتش جعلى است . ابن عدى مىگويد : عموم رواياتش قابل پيروى نيست . براء مىگويد : رواياتى كه او نقل كرده ، قابل پيروى نيست . دارقطنى مىگويد : دروغساز است . ابن قاسم مىگويد : رواياتش جعلى است ، و خودش راوى موثّقى نيست . بخارى از قول احمد مىگويد : رواياتش را دور انداختهايم . همو در جاى ديگر مىگويد : احمد حنبل او را دروغگو خوانده است .
ابن حبّان مىگويد : از زبان اشخاص مورد اعتماد چيزهايى را كه نگفتهاند ، نقل مىكند و رواياتش قابل استناد نيست . عقيلى مىگويد : بعضى او را به عنوان راوى شناختهاند و برخى نه . احمد حنبل او را ترك كرده و گفته است : رواياتش روايات بدى است . ابو احمد حاكم نيشابورى مىگويد : بهنظر حديثشناسان قوى شمرده نمىشود . بغوى مىگويد :
سست روايت است . ازدى مىگويد : متروك و مطرود است . « 1 »
همين براى اثبات سستى سند و بطلان روايت كفايت مىنمايد و نيازى نيست به معرفى شاميانى كه در سند آن نام برده شدهاند و همگى دشمن حقند و مخالف خاندان پاك پيامبر اكرم ، يا ذكر اينكه مرسل است و همين ارسال مايهء سستى آن . بگذريم از اين كه متنش با اصول مسلم اعتقاد اسلامى منافات دارد ، زيرا بر همهء كارها و گناهانى كه تا آخرت انجام مىپذيرد ، صحه مىگذارد و اجازه مىدهد هركه هرچه دلش خواست بكند و از عواقب آن نهراسد ، و همين بدترين شكل به گستاخى واداشتن ديگران است . از معصومان كه بگذريم ، به چه كسى مىتوان گفت : هر كارى كه انجام دهى ، آمرزيده خواهد بود ؟ هرگاه چنين حرفى به كسى زده شود ، سبب مىگردد كه ارتكاب گناه و جنايت را كارى سهل و ساده پندارد و از كيفر آخرت بيمى به دل راه ندهد و رفتهرفته بر
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 122 ؛ تهذيب التهذيب : 9 / 407 .