تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
محمد بن عبد اللّه انصارى بصرى ، از هلال بن حق بصرى ، از سعيد جريرى « 1 » بصرى ، از ثمامهء قشيرى كه مىگويد : من روزى كه عثمان ، رضى اللّه عنه ، كشته شد ، در كنار خانهء او بودم . از فراز خانه برآمد و به مردم گفت : آن دو رفيقان را « 2 » كه شما را عليه من شورانده‌اند ، صدا بزنيد بيايند . آنها را صدا زدند تا نزد او آمدند و گفت : شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا مىدانيد پيامبر خدا وقتى به مدينه آمد ، مسجد در همه جا نبود و فرمود : چه كسى حاضر است اين زمينها را از دارايى خودش بخرد و وقف مسجد مسلمانان كند و پاداش خويش را در بهشت بگيرد ؟ آن وقت من آن زمين را از دارايى خويش خريدم و وقف مسلمانان كردم . حالا نمىگذاريد در آنجا دو ركعت نماز بخوانم . سپس گفت : شما را به خدا قسم ، آيا به خاطر داريد كه پيامبر خدا وقتى به مدينه آمد ، چاهى جز « رومه » براى آب آشاميدنىاش وجود نداشت ، و پيامبر خدا فرمود : چه كسى از مال خودش آن چاه را مىخرد و وقف مسلمانان مىسازد و پاداش آن را در بهشت مىگيرد ؟ آن وقت من از دارايى شخصى خودم آن را خريدم . حالا نمىگذاريد از آن آب براى آشاميدنم برگيرم . آنگاه افزود : آيا مىدانيد كه من تدارك كنندهء سپاه تنگدستى هستم ؟ گفتند : آرى به خدا . « 3 » اين را بلاذرى آورده است از طريق يحيى بن ابى حجاج بصرى ، از سعيد جريرى ، با اين افزوده : شما را قسم مىدهم به خدا ، آيا مىدانيد كه سپاه تنگدستى را من از دارايى خودم تدارك نمودم ؟ گفتند : آرى به خدا . گفت : شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا مىدانيد كه پيامبر خدا در ثبير يا در حراء بود كه كوه حركت كرد و سنگهايش به زير ريخت و با پاى خويش به يكى از آن سنگها زد و گفت : قرار گير ، چون كسى جز پيامبر يا راست باور يا شهيد بر تو نخواهد بود ؟ گفتند : آرى به خدا . « 4 » بيهقى نيز از طريق يحيى بن ابى حجاج ، از جريرى ، از ثمامه همين روايت را ثبت
هامش
( 1 ) . جريرى : به ضم جيم و فتح راء منسوب است به جرير بن عباد . ( 2 ) . مقصود طلحه و زبير است ، و در بسيارى از روايات دروغين با نام از آنها ياد شده است . ( 3 ) . مسند احمد حنبل : 1 / 74 . ( 4 ) . انساب الاشراف : 5 / 5 ، 6 .