كه طلحه و زبير - آن دو بيعتشكن - او را به قيام براى خونخواهى عثمان برانگيخته و وا داشتهاند و همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را چون كنيزى كه در موقع خريد مىكشند و به خانه مىبرند ، به ميدان جنگ در بصره كشيدهاند ، در حالى كه همسران خويش را در خانه مستور داشتهاند و بانويى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داده بود در خانه بماند و پردهنشين باشد ، بيرون كشيده و نمايان ساختهاند « 1 » تا شورش نمايد مگر بدين وسيله گناهى را كه مىپنداشته در حق عثمان مرتكب گشته ، بزدايد و مشمول مغفرت شود ، غافل از اينكه در اين راه به گناهى بزرگتر آلوده گشته و حكم خدا را در مورد همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زير پا نهاده است كه فرمود : در خانهء خويش قرار گيريد و چون دورهء ديرينهء جاهليت مخراميد . « 2 » وى به جاى در خانه قرار گرفتن ، سوار شتر گشته و لشكركشى كرده و مستقيما در جنگ شركت جسته است و با مردان بيگانه معاشرت نموده و تعاليم قرآن را پشت گوش افكنده و حرمت همسرش را پاس نداشته است و دستوراتى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او داده داير به پرهيز از جنگ جمل « 3 » ، و احتراز از مخالفت و جنگ با امير المؤمنين ، زير پا نهاده است . « 4 » همچنين به سفارشهايى كه حضرتش دربارهء جانشين پاكدامن و پاكطينت خويش نموده ، بىاعتنايى كرده است و چنان كه در روايت معمر خوانديم ، عايشه نظر خوشى با على عليه السّلام نداشته است ، يا چنان كه در روايت ديگرى ديديم ، عايشه حاضر نبود از على عليه السّلام به نيكى ياد نمايد . « 5 » اين روايت ، صحيح شمرده شده است و رجال سندش همگى ثقه و مورد اعتمادند . احمد حنبل هم آن را از طريق معمر ، از زهرى ، از عبيد اللّه بن عتبه ثبت كرده است . عبيد اللّه بن عتبه مىگويد : عايشه به من گفت : ابتداى ناخوشى پيامبر خدا در خانهء همسرش ميمونه بود . از همسرانش اجازه خواست در خانهء او پرستارى شود . اجازه دادند و وى در حالى كه يك دستش را بر شانهء فضل بن عباس
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 106 .
( 2 ) . احزاب 33 / 33 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 188 - 191 .
( 4 ) . همان : 1 / 336 ، 337 و 2 / 300 - 303 و 3 / 26 ، 182 - 188 و 4 / 324 - 325 .
( 5 ) . فتح البارى : 2 / 123 .