ابو زرعه او را ضعيف و سست روايت شمرده است . « 1 »
5 - احمد حنبل در مسند روايتى آورده است از طريق موسى بن عقبه كه جد مادرىام ، ابو حبيبه گفته است : وقتى عثمان در محاصره بود ، من به خانهء او رفتم . ابو هريره از عثمان اجازهء صحبت خواست . به او اجازه داد . بعد برخاست و پس از سپاس و ستايش خدا گفت : من از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : شما بعد از من به فتنه و اختلاف دچار خواهيد شد . يكى از مردم پرسيد : چه كسى در آن شرايط ما را نجات خواهد داد ؟
فرمود : آن امين و يارانش را داشته باشيد و در اين حال ، اشاره به عثمان مىكرد . « 2 »
ابن كثير اين روايت را نوشته مىگويد : فقط احمد حنبل اين را روايت كرده و هيچكس غير او روايت نكرده است . سند آن روايت بسيار خوب و نيكو است . « 3 »
نمىدانيم سند اين روايت با وجود اينكه جدّ مادرى موسى در آن است و او ناشناخته و مجهول بوده و در فرهنگ رجال حديث ذكرى از او نشده ، چطور بسيار خوب و نيكو مىتواند باشد ؟ وانگهى به لحاظ متن و مفهوم آيا خردمندانه است كه چنين روايتى به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده شود كه اصحابش را به دقت مىشناخته و مىدانسته است كه ياران عثمان عبارتند از : مروان بن حكم و ديگر امويانى كه در تبهكارى و جنايت و گناهورزى از قماش وىاند و دشمن امت اسلامىاند ؟ مگر باوركردنى است كه پيامبر گرامى دستور بدهد امتش در برابر مشاهير اصحاب راسترو و صالحش و آن جمع كثيرى كه بر عثمان شوريدهاند ، عثمان و اين چند بىسروپاى اموى را داشته باشند و به آنها متوسل گردند ؟ ساحت مقدسش از چنين نسبتها پاك و پيراسته است .
6 - ترمذى روايتى به ثبت رسانده از قول سعيد جريرى « 4 » ، از عبد اللّه بن شقيق ، از عبد اللّه بن حواله كه گفت : پيامبر از من پرسيد : در حالى كه فتنه و شرايط و حوادث گمراهگر همهء كشورهاى جهان را فرا گرفته باشد ، تو چه خواهى كرد و چه حالى خواهى
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 8 / 447 .
( 2 ) . مسند احمد بن حنبل : 2 / 345 .
( 3 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 209 .
( 4 ) . ابن كثير در اينجا در سند روايت نام عبد اللّه بن سفيان را افزوده است .