گشته است . « 1 »
9 - در سال 29 به حج رفت و در جايى كه نماز را بايد شكسته مىخواند ، تمام خواند .
اين را ابن كثير آورده « 2 » ، و ما در جلد قبلى از اين بدعت سخن گفتيم . « 3 »
10 - خمس غنايمى را كه در اولين لشكركشى آفريقاى شمالى به دست آمده بود و به خزانهء عمومى تعلق مىگرفت ، به عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح بخشيد . « 4 »
از اين گونه خلافكارىها و خطاها و بدعتها در شش سالهء اول حكومتش بسيار از او سر زده كه به خاطر آنها مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفته است . از همان روزهاى اول نهتنها گوش به نصيحت و ارشاد و نهى از منكر مردم و اصحاب پيامبر نمىداد ، بلكه هركس را كه زبان به انتقاد و ارشادش مىگشود و ضرورت اجراى احكام خدا و حقوق ستمديدگان را متذكر مىشد ، تحت تعقيب قرار مىداد و بازخواست و زندانى مىكرد .
درآمد عمومى و مقامات دولتى را به خويشاوندان اموىاش مىسپرد و خيال مىكرد كه مشكلات امور به دست آنان حل مىشود ، تا جريان اجتماعى امر به معروف و نهى از منكر شدت و دامنه يافت و سراسر كشور را در بر گرفت و اختلاف و تضاد ملت و اصحاب پيامبر با عثمان و قبيلهء اموىاش و شركاى غارتگرش فزونى يافت و به محاصره و كشتنش انجاميد .
گمان مىكنم با پيشرفت فرهنگى مصر ، برخى از مصريان كه از حديث پيشينيان خويش در مبارزه با عثمان و اعضاى دولتش و از همتى كه در اين ميدان بروز دادهاند احساس شرمسارى مىنمودهاند ، براى اينكه آن لكهء ننگ را از دامن ملت خويش بزدايند و از كردهء مصريان انقلابى قديم پوزش بنمايند ، توسط استادان دانشگاهى خويش به تأليف و نگارش دربارهء عثمان برخاستهاند تا فضايل و خدماتى برايش تعبيه كنند و او را منزه و پاك و با منزلت بنمايند ، اما آيا با اين كتابهاى مزخرف و خوش زرق و برق به
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 260 - 275 .
( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 154 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 98 - 119 .
( 4 ) . همان : 8 / 279 .