4 - در سال 25 سعد بن ابى وقاص را كه از ده نفرى است كه مىگويند مژده بهشت يافتهاند ، از استاندارى بر كنار كرد و وليد بن عقبه را به جاى او گماشت و در سالهاى 25 و 26 بدين مقام بود ، و اين در صدر انتقاداتى است كه به او وارد گشته است . « 1 » سپس همين استاندار شراب خورد و واجب آمد كه حد بر او جارى شود ، ولى خليفه از اجراى قانون جزاى اسلام در حق استاندار خويش خوددارى كرد . « 2 »
5 - وليد چون در مقام استاندارى به كوفه آمد ، مبلغى از بيت المال كه از عبد اللّه بن مسعود متصدى آن بود ، قرض گرفت . عثمان اين قرض را به او بخشيد . به عثمان اعتراض كردند . عثمان از اعتراض عبد اللّه بن مسعود عصبانى شد و او را از مقامش بر كنار كرد و حقوقى را كه به عنوان يك مجاهد از خزانهء عمومى داشت ، مدت چهار سال قطع كرد يعنى تا هنگام مرگش ، و گفتگوها و ماجراها در همين زمينه ميان او و عثمان رخ داد كه در همين جلد آورديم .
6 - چنان كه در تاريخ ابن كثير آمده ، در اوايل حكومتش اذان سومى را در نماز جمعه بدعت گذاشت كه آن را در جلد قبلى به شرح آورديم و بررسى كرديم . « 3 »
7 - در سال 26 هجرى خواست مسجد الحرام را وسيعتر سازد . خانهء عدهاى را خريد ، اما عدهاى حاضر نشدند منزل خويش را بفروشند . به دستور عثمان خانههايشان را خراب كرد و قيمت آنها را از خزانه پرداختند . چون فرياد اعتراض عليه عثمان برآوردند ، دستور داد آنها را زندانى كنند و پرخاش كرد و گفت : از بس ملايمت نشان دادهام ، اينطور پررو و گستاخ شدهايد . « 4 »
8 - خمس غنايمى را كه در دومين لشكركشى به آفريقاى شمالى به دست آمده بود و به خزانهء عمومى تعلق مىگرفت ، به عنوان هديهاى به مروان بن حكم بخشيد .
اين از مهمترين جنايات و گناهان عثمان شمرده مىشود كه در سال 27 هجرى مرتكب
هامش
( 1 ) . دول الاسلام : 1 / 9 ؛ البداية و النهاية : 7 / 151 .
( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 120 - 125 .
( 3 ) . همان : 8 / 125 - 129 .
( 4 ) . همان : 8 / 129 .