تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
جعل كنندهء اين روايت آيا نفهميده كه به هنگام جعل و ساختن دروغ دچار چه تناقضى گشته و دو نقيض را جمع آورده است . آنگاه كه خواسته شمارهء مخالفان عثمان را تقليل دهد و به همين منظور ، اصحاب و فرزندانشان را از جمع آنان حذف كرده است ، و دگربار چون خواسته مولاى متقيان را مخالف كشتن عثمان و كشندگانش جلوه دهد ، از قول آن حضرت به انبوه مهاجران و انصار و سيل خلقى كه براى بيعتش مشتاقانه سرازير گشته‌اند ، چنين ساخته كه فرمود : به خدا من شرم دارم با جماعتى كه عثمان را كشته‌اند ، بيعت كنم . اين مىرساند كه بيعت‌كنندگان همان قاتلان عثمان بوده‌اند و كسانى كه به نحوى در كشته شدنش دست و سهم داشته‌اند و ايشان جز مهاجران و انصار و اصحاب پيشاهنگ پيامبر اكرم نبوده‌اند ، همانها كه در صفين وقتى معاويه از امام خواست قاتلان عثمان را معرفى و تسليم نمايد ، و او دستور فرمود پيش آيند ، بيش از ده هزار نفر پيش آمدند و فرياد كشيدند كه قاتل عثمان ما هستيم ، و پيشاپيش آنان عمار ياسر بود و مالك اشتر و محمد بن ابى بكر و مجاهدان بدر . آيا حرفى كه براى امام ساخته‌اند ، نسخهء ديگرى از آن دو مرد مجهولى نيست كه گريخته‌اند و هيچ‌كس آنها را نشناخته است ؟ يا آن دو نفر جزء جماعت كثيرى از مردم بوده‌اند كه با اصحاب پيامبر اختلاف نظر و عقيده داشته‌اند ، يا مگر جز بيمارگونه كسى جرأت زدن چنين حرفى را دارد ؟ كسى كه چنين دروغى جعل كرده آيا هيچ انديشيده است كه اگر دروغش را باور كردند چگونه مىتواند كارهاى اصحاب راسترو و عادلى را كه با جان و فرزندانشان از عثمان دفاع نموده و با مخالفانش ستيز كرده‌اند ، توجيه نمايد ، مثلا اين كارشان كه جنازهء عثمان را در حالى كه در مزبله افتاده بود ، سه روز به حال خود رها ساختند و گذاشتند تا نعش او را به حش كوكب بياندازند در دير سلع گورستان يهوديان ، و جنازه‌اش را سنگباران و با خوارى و خفت تشييع كنند و دنده‌هايش را بشكنند و در جامه‌اش بدون غسل و كفن به خاك بسپارند و در تشييعش جز چهار نفر شركت ننمايند و نتوانند بر آن نماز ميت بخوانند . آيا چنين رفتارى با زنده و مردهء عثمان در نظر اصحاب عادل و راسترو روا بوده است ؟ در نظر اصحابى كه به زعم جعل كنندهء روايت ، عثمان را خليفهء مسلمانان