تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
خردش پردهء هوسناكى و خيره‌سرى كشيده شده باشد تا نداند كه چه مىانديشد و چه مىگويد . اما طلحه هرچه مىخواهيد از دشمنى و مبارزهء وى با عثمان بگوييد ، زيرا وى چنان كه روايت صحيح ثابت مىنمايد ، با عثمان از همهء خلق تندتر و سختگيرتر بوده است و در دورهء هردو محاصره و در جنگ بر در خانهء عثمان و در جريان تشييع و كفن و دفنش اقدامات خصمانهء سهمگين كرده است كه همه را به شرح آورديم . هرگاه در خصوص موضع خصمانه وى در برابر عثمان كمترين ترديدى باشد ، بايد قضاوت مولاى متقيان را در حق وى به ياد آورد كه مىفرمايد : به خدا فقط به اين خاطر شتابان به خونخواهى عثمان برخاسته است كه مىترسد او را به خونخواهى عثمان تحت تعقيب قرار دهند ، چون در معرض اتهام قتل وى قرار داشته و از مردم هيچ‌كس به اندازهء او در پى قتل او نبوده است . به همين جهت ، خواسته ديگران را به غلط اندازد تا حقيقت امر را بپوشاند و ديگران را دچار شك و ترديد نمايد . همو مىفرمايد : خدا طلحه را به زوال آورد كه عثمان آنقدر پول به او بخشيد و او با وى چنان كرد ، و ديگر سخنانى كه گذشت . دربارهء طلحه از خود عثمان بايد پرسيد تا آن سخنها را دربارهء وى كه نوشتيم ، بگويد و موضع او را در برابر خويش مشخص سازد ، و از مروان بن حكم بايد پرسيد كه چرا او را كشته است ؟ و معنى اين سخن كه هنگام كشتن طلحه به ابان پسر عثمان گفت ، چيست كه من به جاى تو يكى از قاتلان پدرت را كشتم و به كيفر رساندم ؟ و درباره‌اش از سعد بن ابى وقاص و محمد بن طلحه و ديگران كه سخن و نظرشان را به استناد روايات تاريخى آورديم ، بايد پرسيد . دربارهء زبير اگر از مولا امير المؤمنين بپرسيم ، به بهترين معرف دست يافته‌ايم ، از او مىپرسد : تو كه عثمان را كشته‌اى ، مرا به خونخواهى او مؤاخذه مىكنى ؟ خدا امروز بر هريك از ما دو نفر كه نسبت به عثمان سختگيرتر بوده‌ايم ، حادثهء ناگوارى پيش آورد . همو در حق او و طلحه مىفرمايد : آنها حقى را مطالبه مىكنند كه خود پايمال كرده‌اند و به انتقام خونى كمر بسته‌اند كه خود بر زمين ريخته‌اند . بنابراين ، اگر من در ريختن آن