مىدانستهاند و كشندهاش را ستمكار و متجاوز ؟ اگر چنين نظرى به او داشتهاند ، چرا سكوت كرده و لب از لب نجنباندهاند و احكام اسلام را در حق وى اجرا نكردهاند ؟ يا چنين گناهانى را مرتكب گشته و در ارتكابش تعمد و گستاخى نمودهاند ؟ پناه بر خدا از گفتن چنين حرفى ! چگونه كسى جرأت مىكند چنين نسبتى به آنها بدهد ؟ حقيقت اين است كه جعل كنندهء اين روايت براى تبرئهء عثمان تاريخ را تحريف كرده و هيچ نينديشيده كه در اين توطئه بر ضد واقعيت دچار چه گمراهيها و كجرويها مىشود و بسيارى از احكام اسلامى و مقدسات را ناديده مىانگارد و ساحت پاك بسيارى از اصحاب پيامبر اكرم را به بهتان مىآلايد و هيچ حرمت و كرامت و ارزشى را پاس نمىدارد .
از دروغهاى شاخدارى كه در اين روايت ساختگى به چشم مىخورد ، قرار دادن سعد بن ابى وقاص در رديف نخستين كسانى است كه براى بيعت با على عليه السّلام دست پيش آوردهاند ، در حالى كه ثابت است كه او از كسانى است كه تا آخرين لحظهء حيات حاضر به بيعت با امام نشده ، و اين را همه مىدانند و راويان تاريخ و مورخان را در صحت اين مطلب هيچگونه اختلافى نيست . بعضى جاعلان و تحريفگران حتى براى خوددارى او از بيعت توجيهى جعل كردهاند . « 1 »
از خندهآورترين مطالب جعلى و دروغين مطلبى است كه بلاذرى آورده است از قول ابن سيرين كه عثمان در حالى كشته شد كه در خانهاش هفتصد نفر بودند ، از جمله :
حسن بن على و عبد اللّه بن زبير ، و اگر به آنها اجازه داده بود ، همهء مخالفان محاصرهگر را از منطقهء مدينه بيرون مىراندند . « 2 »
از حسن بصرى هم نقل شده كه گفت : انصار نزد عثمان آمدند و گفتند : اى امير المؤمنين ! بگذار خدا را دوبار يارى و نصرت داده باشيم ، يك بار كه پيامبر خدا را يارى كرديم و اينبار ترا . گفت : من احتياجى به يارى شما ندارم ، برگرديد . حسن بصرى مىافزايد : به خدا اگر تصميم مىگرفتند از او دفاع كنند ، با عباى خود قادر بودند از او
هامش
( 1 ) . رك : المستدرك ، حاكم : 3 / 116 .
( 2 ) . انساب الاشراف : 5 / 93 .