تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
مجاهدت در راه تصحيح رويهء ناپسندش و بازآوردن اسلوب حكومت و اداره بر موازين قرآن و سنت نياسوده‌اند تا كشته شده است ، و باز هم دست از دشمنى نكشيده‌اند تا به بدترين وضع به خاك سپرده شده است . در آن روايات دروغين گفته مىشود كه امير المؤمنين على بن ابى طالب آمد و آمادگى خويش را براى جنگ دفاعى به عثمان اعلام داشت ، در حالى كه تاريخ ثابت مىكند كه در روز كشته شدن عثمان در مدينه حضور نداشته تا چه رسد به اين‌كه اندك زمانى پيش از كشته شدنش به ديدنش آمده يا اجازهء دفاع از او خواسته باشد و پس از كشته شدن به خانهء عثمان آمده يا بر او گريسته و بر صورت حسن و سينهء حسين زده باشد و ديگر پاسداران خانه را دشنام گفته و دربارهء طرز كشته شدنش گفتگو كرده باشد . هيثمى به هنگام ردكردن يك حديث مىگويد : ظاهرا اين روايت ضعيف است ، زيرا على در موقع محاصره شدن عثمان در مدينه نبوده و در كشته شدنش حضور نداشته است . « 1 » اين مسلم است كه عثمان از او خواسته به مزرعه‌اش در ينبع برود تا به اين وسيله از تظاهرات پرشور خلق براى بيعت با وى كاسته باشد ، و اين تبعيد چندبار صورت گرفته است ، چنان كه يك بار به ابن عباس مىگويد : به على بگو به مزرعه‌اش در ينبع برود تا نه من از دست او غم بخورم و نه او به خاطرم اندوهگين شود . ابن عباس پيغام را به على عليه السّلام مىدهد و او مىفرمايد : اى ابن عباس ! مقصود عثمان اين است كه مرا شتر آبكشى سازد كه مىرود و مىآيد ، به من دستور داد كه برو بيرون ، بعد فرستاد كه بيا ، بعد حالا فرستاده كه برو بيرون . على عليه السّلام همان كسى است كه در پرتو روايات تاريخى نظريه‌اش را دربارهء عثمان ديديم . دوباره آن روايات و آن نظريه را به خاطر آوريد تا يقين كنيد كه هرگز با شنيدن خبر مرگ عثمان نه سرگشته و غمناك گشته و نه هوش از سرش پريده است . اين تهمت را هيچ‌كس به او نمىزند مگر كسى كه غرور گناه عقل و رأيش را تباه گردانيده و شيطان به اختلال مشاعر مبتلايش كرده باشد يا در دلش تار هواخواهى خانوادهء اموى تنيد و بر
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد : 7 / 230 .