دوزخ نهاده شده است . هرعثمانى مسلك و اموى مذهبى در كتاب و نوشتهاش جز آن ياوهها و نادرستىها را نياورده است . دست به هركتابى كه اين جماعت در تاريخ و حديث نوشتهاند ببريد ، خواهيد ديد چنين است ، مثلا تاريخ الامم و الملوك طبرى ، تمهيد باقلانى ، الكامل ابن اثير ، الرياض النضرهء محب طبرى ، تاريخ ابى الفدا ، تاريخ ابن خلدون ، البداية و النهاية ابن كثير ، الصواعق ابن حجر ، تاريخ الخلفاء سيوطى ، روضة المناظر ابن شحنهء حنفى ، تاريخ اخبار الدول قرمانى ، تاريخ الخميس ديار بكرى ، نزهة المجالس صفورى ، و نور الابصار شبلنجى پر از همين روايات جعلى و ساختگى است كه بسيارى را بدون ذكر رجال سند ، چنان كه پندارى روايات صحيحى است ، ثبت و نقل كردهاند و با سياهكردن صفحات كتاب خويش به وسيلهء چنين رواياتى روى تاريخ را سياه كرده و پردهء تزوير بر چهرهء حقايق درخشان كشيدهاند .
پس از اين مورخان و حديثنويسان ، جمعى نويسنده آمدهاند و به گمان اينكه در تاريخ و حديث تحقيق مىكنند و بدون جانبدارى و غرضورزى و پيشداورى به تحليل علمى قضايا مىپردازند ، بر آن نوشتههاى بىاساس تكيه زدهاند ، حال آنكه ندانسته و بر خلاف پندار و ادعاى بيطرفى و بيغرضى به منجلاب گمراهى و دروغبافى غلتيدهاند و آن دسايس تاريخى و روايى را به صورتى زيبا و فريبا به ما منتقل ساخته و جماعات عامى و بىتحقيق را فريفتهاند ، لكن قلم موشكاف محقق پردهء تزويرشان را دريده و به حقيقتپژوهان نشان داده است كه چه توطئههاى ننگين بر ضد واقعيات تاريخى صورت گرفته و چه فريبكارىها به وقوع پيوسته است تا از جنايات و رسوايىهاى پارهاى از احكام و دستيارانشان دفاع شده باشد ، همانند دفاعى كه عمرو عاص به هنگام شكست و غلتيدن به خاك آوردگاه براى حفظ جان خويش كرد .
بدينسان فضايلى تعبيه گشته براساسى سست كه تاروپودى از هم گسيخته دارد . اينك بياييد به تماشاى صفحهاى از كتاب مفتى مكّه احمد زينى دحلان كه در شرح زندگى خلفاى چهارگانه 354 - 517 نوشته است و زير عنوان شرحى دربارهء حسن رفتار و ميانهروى سرورمان عثمان در زندگانى دنيا مىنويسد : عثمان ، رضى اللّه عنه ، در زندگى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٤