تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
كه مىدانست عليه عثمان همداستانند ، مخالفت نمايد . عثمان چون ديد معاويه تأخير مىكند ، به يزيد بن اسد بن كرز و به مردم شام نامه فرستاده آنها را به يارى خويش برانگيخت و حق خويش را به يادشان آورد و از خلفا ياد كرد و از دستوراتى كه خدا دربارهء اطاعت از فرمانروايان و خيرخواهى آنان داده است ، و به آنها وعده داد كه اطرافيان خود را فقط از آنها و نه از ديگر اقوام و بلاد انتخاب خواهد كرد و سربازان را نيز از ايشان برخواهد گزيد . همچنين خوبيهايى را كه به آنها كرده بود ، شرح داد و در آخر نوشت كه اگر كمك مىكنيد ، خيلى عجله نماييد ، زيرا كه مخالفانم سخت گرفته‌اند و در انجام كار خويش عجله دارند . چون نامهء عثمان در اجتماع آنان خوانده شد ، يزيد بن اسد بن كرز بجلى برخاسته پس از سپاس و ستايش خداوند از عثمان ياد كرد و حقى را كه بر گردن آنان داشت ، مهم و عظيم شمرد و آنان را به يارى او برانگيخت و گفت كه براى حمايتش به طرف مدينه روانه شوند . عدهء كثيرى از نظر و دستورش پيروى نمودند و همراهش به يارى عثمان شتافتند ، اما وقتى به وادى القرى « 1 » رسيدند ، خبر رسيد كه عثمان ، رضى اللّه عنه ، كشته شده است ، پس برگشتند . بلاذرى از قول شعبى مىنويسد : عثمان به معاويه نوشت كه برايم كمك بفرست . معاويه چهار هزار نفر را با يزيد بن اسد بن كريز بجلى به كمكش فرستاد . مردم خبر قتل عثمان را براى او آوردند . ناچار از ميان راه برگشت و گفت : اگر به مدينه مىرسيدم و عثمان زنده مىبود ، هيچ آدم بالغى را زنده نمىگذاشتم ، زيرا كسى كه از دفاع خوددارى نمايد ، همانند قاتل است .

نامهء عثمان به اهالى شام

ابن قتيبه مىنويسد : عثمان به اهالى شام عموما و به معاويه و اهالى دمشق خصوصا نامه‌اى بدين مضمون نگاشت :
هامش
( 1 ) . وادى القرى : وادىاى است در راه شام به مدينه و از توابع مدينه .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 273 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى