مهمترين شكل آن بهطور وسيع و در مقياس جامعه همچنان پيشهء خويش گردانند و در زدودن منكرات عمومى و سياسى كه اساس دولت و ملت را به تباهى و انحراف آلوده بكوشند ، و چندان در اين طريق حق كوشيدهاند تا سرانجام ، آن واقعه رخ داد .
آن جماعت هرگاه قصد و نيتى جز اين مىداشتند و خواستار چيزى جز اين مىبودند ، هرگز امير المؤمنين على عليه السّلام بخشى از آنان را كه اهل مصر بودند ، چنان ستايش نمىكرد و مورد تمجيد قرار نمىداد و در نامهاش به مردم مصر اشاره بديشان نمىگفت :
به مردمى كه براى خدا ، آنگاه كه در زمينش مورد نافرمانى قرار گرفت و حقش پايمال گشت ، برآشفتند « 1 » ، و نيز در فرهنگ اصحاب پيامبر اكرم و كتبى كه در شرح حالشان به نگارش آمده ، آنهمه مدح و ثنا در حقشان صورت نمىگرفت ، آن هم پس از موضعگيرى خصمانه و تندى كه در برابر عثمان داشتهاند و شركت مجدانه در سرنگونى و قتلش .
حتى اگر از كسى كارهايى بسيار كوچكتر و سهلتر از آنچه از انقلابيون و مخالفان عثمان در حق او سر زده ، در حق يك فرد عادى از مسلمانان سر بزند ، جنايتى بخشايشناپذير شمرده مىشود و گناهى ناموجّه و عذرناپذير ، و مرتكب آن به سياهچال خوارى و بىقدرى و محكوميت فرو مىافتد و هيچ احترام و قدرى برايش نمىماند و هيچكس او را به چيزى نمىشمارد ، ولى مىبينيم در مورد كسانى كه عليه عثمان شوريدهاند ، چنين نشده ، بلكه عزت و قدر و شكوهشان را حفظ كردهاند .
دومين مطلبى كه از اينروايات تاريخى استنباط مىگردد ، اين است كه عثمان جرمهايى مرتكب شده بود كه مسلمانان آنها را مورد انتقاد و نكوهش قرار مىدادند و او را نهى از منكر مىكردند ، و او خودش اعتراف كرده كه آنها جرم و خلاف قانون اسلام و گناه است . به همين ملاحظه توبه هم مىنمود و قول مىداد كه از جرايم و تخلفات دست بكشد ، و چيزى نمىگذشت كه توبهاش را مىشكست و دوباره خلافكارىاش را از سر مىگرفت . نمىدانم در كداميك از دو حال راست مىگفته و طبق اراده و قصدش عمل مىكرده است ؟ آيا در آن حال كه اقرار به ارتكاب خلافكارى و بدعت مىنموده و اظهار
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 74 .