جزو كسانى بوده است كه زير درخت در حديبيه با پيامبر اكرم بيعت كردهاند و خدا از آنان خشنود است و ايشان نيز از خدا خشنودند .
10 - محمد بن ابى بكر كه به قول صاحب در استيعاب و الاصابة ، على عليه السّلام او را ستوده و برترى بخشيده است . وى عابد و مجتهد و از سرآمدان عصر خويش بوده است .
بالاخره در ميان مردم بصره رئيسشان را مىتوان نام برد :
11 - حكيم بن جبلهء عبدى كه ابو عمر دربارهاش مىنويسد : به ملاقات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نايل گشته و مردى صالح و ديندار بوده است و قبيلهاش از او اطاعت و پيروى مىكردهاند .
مسعودى مىنويسد : وى از بزرگان قبيلهء عبد قيس و از زاهدان و پارسايان آن قوم است ، و چنان كه ابن اثير مىگويد ، مولا امير المؤمنين وى را ستوده است . « 1 »
تمام آنچه در آن كشمكشها رخ داده و همهء آنچه در اثناى گفتگو و مباحثات بر زبان رفته است ، از شعار گرفته تا سؤال و جواب ، حكايت از صلاح و تقوا و راستروى آن مردم مىكند و بر اين دلالت دارد كه مخالفان عثمان و سياست و رويهاش فقط به خاطر خدا و براى اينكه ديدهاند به قوانين و تعاليمش عمل نمىشود ، برآشفته و خشمگين گشتهاند ، و هيچ تقاضا و دعوتى جز اين نداشتهاند كه به حكم الهى عمل و رفتار شود ، و تنها براى اين هدف قيام كردهاند كه كژيهاى پديد آمده در حكومت و نظام جامعه و روابط عمومى را بزدايند و آيين الهى را به راستى بازآرند موضع مخالفى را كه در برابر حكومت عثمان اتخاذ كردهاند هرگز به اين غرض نبود كه به استاندارى يا حكومت برسند يا پولى به چنگ آورند ؛ به همين سبب ، هرگاه مىديدهاند عثمان دست از بدعتهايش برداشته به تقاضاهاى حقهء آنان مىگرايد ، خشنود مىشدند و اظهار رضايت مىكردند ، و چون مشاهده كردهاند كه از خلافكارى و انحرافاتش دست نمىكشد و بر ادامهء آنها لجاجت به خرج مىدهد و پيمانهايى را كه داير بر بازگشت به قرآن و سنت مىبندد ، پى در پى زير پا مىگذارد و يقين كردهاند كه از گناه دست بردار نيست ، وظيفهء خويش ديدهاند كه مخالفت با او و رويهاش را ادامه دهند و نهى از منكر و امر به معروف را در عالىترين و
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 7 ؛ الكامل : 3 / 96 .