تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
توبه مىكرده است يا آنگاه كه مروان او را به بازى مىگرفت و وامىداشت تا از منبر بالا رفته بگويد : اين جماعت از مصريان ، خبرهايى از امام و زمامدارشان به آنها رسيده بود ، ولى وقتى فهميدند نادرست و بىاساس بوده به ديارشان بازگشتند ؟ سومين مطلبى كه به دست مىآيد ، اين است كه او پيمانها و تعهدنامه‌هاى مؤكد و ضمانتدار بسته ، داير بر اين‌كه دست از رويهء خلاف اسلامش بردارد و آنچه را مورد انتقاد و نهى قرار داده‌اند ، ترك نمايد ، و اين تعهدات در فرمانهايى كه به استانهاى مختلف نوشته و به دست شورشيان سپرده ، به دست آمده است . و اين در شرايطى بوده كه استانها و شهرهاى كشور چنان كه امير المؤمنين على عليه السّلام فرموده است ، برآشفته‌اند ، و سپس وى اين تعهدات و پيمان‌نامه‌ها را نقض كرده و عملا زير پا نهاده است ، پيمانهايى را كه اجرايش را از طرف او در برابر مردم و مخالفان ، شخصيتهايى چون مولا على بن ابى طالب عليه السّلام و محمد بن مسلمه صحابى عظيم‌الشأن تضمين كرده‌اند و جمعى بسيار از اصحاب پيامبر اكرم به عنوان شاهد امضايش نموده‌اند . بنابراين ، عثمان با نقض پيمانهايى كه در اين خصوص بسته ، نشان داده است كه ايفاى به عهد و پيمان و انجام التزامات و تعهدات را واجب نمىدانسته و تضمين و كفالت را حرمت نمىداشته و براى شخصيتهايى كه در برابر مردم ضامن او مىشده‌اند تا او را از آتش خشم و كيفر خلق برهانند و مجالى براى بازگشت به قانون اسلام برايش فراهم آورند ، احترام و مقامى قائل نبوده است و نقض عهد را گناه و جرم و حرام نمىشمرده است ، و شايد براى همهء اين جنايات و رسواييها بهانه و توجيه و تأويلى داشته بوده است . در هرصورت ، شك نيست كه مسلمانان و در طليعهء آنان اصحاب عادل و راسترو آن بهانه و توجيهات و تأويلات را به چيزى نشمرده و اعتنايى به آن ننموده‌اند و به كار خود در بازآوردن حال حاكم و حكومت و جامعه به سامان اسلام آنقدر استمرار بخشيده‌اند تا به مقصود رسيده‌اند . مطلب چهارم اينكه در عهدنامه‌اى كه در محاصرهء اول نوشته ، ملتزم گشته است ، كه به قرآن و سنت عمل كند و دست از آنچه تا آن وقت مرتكب گشته ، بردارد و با اين كار به مخالفت و معارضه كسانى كه از بدعتها و خلافكارىهايش ناراحت و خشمگين بوده‌اند ،