با هركه در دفاع از من به جنگ برخيزد ، خواهيد جنگيد ، بايد بگويم كه من به هيچكس دستور نمىدهم با شما بجنگد . « 1 » بنابراين ، اگر كسى براى دفاع از من بجنگد ، بدون دستور و اجازهام جنگيده است . به جان خودم اگر تصميم داشتم با شما بجنگم ، به لشكرهايم مىنوشتم تا سربازان و مردان جنگى را براى دفاعم گسيل دارند « 2 » يا به يكى از مناطق قلمروم مثلا به مصر يا عراق رفته آمادهء جنگ مىشدم . بنابراين ، بر جان خويش رحم كنيد و اگر به زندگى من دلبسته نيستيد ، به فكر جان خويش باشيد ، زيرا اگر مرا بكشيد به خونخواهى من و به تعقيب شما برخواهند خاست . آنان از نزد وى برفتند . و به او اعلان جنگ دادند . عثمان به دنبال محمد بن مسلمه فرستاد و خواست آنان را از او دور سازد . محمد بن مسلمه گفت : نه ، به خدا در يكسال نمىشود دوبار دروغ گفت . « 3 »
بررسى روايات تاريخى اين دو محاصره
از رواياتى كه نقل كرديم دانسته مىشود كسانى كه به حكومت و زندگى عثمان خاتمه دادهاند ، مهاجران و انصار و اصحاب پيامبر بودهاند و از آن جماعت فقط چهار نفر كه قبلا نام برديم « 4 » ، در آن شركت نداشته و مستثنى بودهاند . مهاجران و انصار و اصحابند كه در اعتراض و حمله به عثمان با مردمى كه از مصر و كوفه و بصره آمده بودند ، همداستان گشتند و پس از اينكه از هيچگونه عمل مسالمتآميز و دلسوزانه براى برگرداندن عثمان از رويهء نامردمى و خلاف اسلامىاش و در توبه دادن او فرو نگذاشتند ، به عزل و قتلش كمر بستند . در ميان مردمى كه از ولايات به مدينه آمدند ، اصحاب عظيمالشأن و معروفى و نيز انبوهى از مردان با فضيلت و متقى و دينشناس از تابعان وجود داشتند كه هيچكس
هامش
( 1 ) . جز قبيلهء خودش كسى وجود نداشت تا به او دستور جنگ بدهد ، و تازه همان بنىاميه از عهدهء اين كار بر نمىآمدند و جرأت آن را نداشتند ، چنان كه روز قتل وى به يكى از انبارهاى ام حبيبه پناه برده و در آنجا متحصّن شده بودند .
( 2 ) . عثمان خود را براى جنگ آماده مىساخت و به لشكرهايش نيز نامه نوشته و بعضى واحدهاى نظامى را از شام و ديگر استانها فرا خوانده بود و با اين حرفها مىخواست مخالفان را بفريبد و اغفال كند .
( 3 ) . تاريخ طبرى : 5 / 120 ، 121 .
( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 159 .