مقصودتان را بيان كرديد و حرفتان تمام شد ؟ گفتند : آرى . گفت : خدا را سپاس مىگويم و از او يارى مىجويم و به او ايمان مىبندم و توكل مىنمايم ، و گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانهء بىشريك نيست و محمد بنده و پيامبر اوست و او را براى هدايت مردم فرستاد با دينى راستين تا آن دين را بر همهء اديان چيره و پيروز گرداند ، هرچند مشركان را خوش نيايد . « 1 » پس از اين سپاس و ستايش ، مىگويم : شما در سخن عدالت ننموديد و در قضاوت انصاف نداديد . در جواب اينكه گفتيد : از حكومت كنارهگيرى كن ، بايد بگويم جامهاى را كه خداى عزّ و جل بر تنم آراسته و مرا با آن به افتخار نايل آورده و آن را از ميان همه به من اختصاص داده است ، از تن برنخواهم كند ، ولى توبه مىنمايم و از همهء آنچه مسلمانان مورد اعتراض و نكوهش قرار دادهاند دست مىكشم و آنها را دوباره انجام نخواهم داد ، زيرا من به خدا قسم ، به خدا محتاجم و از او ترسانم .
گفتند : اگر اين دفعهء اولى بود كه تو مرتكب بدعتى شده بودى و بعد توبه مىكردى و دوباره دست به آن نمىبردى ، وظيفه داشتيم از تو بپذيريم و راه خويش گيريم ، اما تو پيش از اين مرتكب آن خلافكارىها شدى كه خودت مىدانى و ما دفعهء اول دست از تو برداشتيم و راه خويش گرفتيم و آن وقت از اين نگران نبوديم كه تو دربارهء ما چنين دستوراتى صادر كنى يا با توجيهاتى بخواهى دربارهء نامهاى كه همراه نوكرت يافتهايم ، از خودت سلب مسئوليت كنى . اكنون چطور توبهء ترا بپذيريم ، در حالى كه به تجربه براى ما ثابت شده است كه هروقت از گناه و كار خلافى توبه كنى ، حتما دوباره مرتكب آن مىشوى ؟ بنابراين ، ما نمىرويم تا اينكه ترا بر كنار كنيم و شخص ديگرى را به جاى تو به حكومت بنشانيم ، و هرگاه قوم و خويشان و افراد قبيلهات و كسانى كه دائما همنشين تو هستند ، بخواهند با جنگ از اقدامات ما جلوگيرى كنند ، با آنان چندان خواهيم جنگيد تا به تو دست يابيم و ترا بكشيم يا خودمان شهيد شويم و روحمان به خدا بپيوندد .
عثمان گفت : اينكه مىگوييد از فرمانروايى كناره بگيرم ، اگر مرا به دار بياويزيد برايم بهتر از اين است كه از حكومت و خلافت خداى عزّ و جل كنارهگيرى كنم . اينكه مىگوييد
هامش
( 1 ) . توبة 9 / 33 و صف 61 / 9 .