تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
را پس بدهى و آنان با تو مقابلهء به مثل كنند . عثمان گفت : هر زمامدارى در اجراى قانون گاه درست عمل مىكند و گاهى به خطا مىرود . بنابراين ، من نمىگذارم آنان كه به خطا كتكشان زده‌ام ، مرا قصاص كنند ، چون اگر همهء آنان بيايند مرا قصاص كنند ، تلف خواهم شد . گفتند : تو بدعتهاى سهمگين مرتكب گشته‌اى كه به موجب آنها بايد بر كنار شوى . هرگاه دربارهء آنها با تو صحبت مىشود ، توبه مىكنى و اعلام مىنمايى كه دست از آنها برخواهى داشت ، اما دوباره همانها را مرتكب مىشوى . به‌علاوه ، ما پيش تو آمديم و تو در حضورمان توبه نمودى و تعهّد كردى كه به قانون اسلام بازآيى ، و محمد بن مسلمه ما را به خاطر تو مورد سرزنش قرار داد و در برابر ما تضمين كرد كه به آنچه قول داده‌اى ، عمل كنى ، لكن تو به عهد و توبه‌ات وفا ننمودى تا محمد بن مسلمه از تو اظهار نفرت و بيزارى كرد و خود را از گناهانت برى و بر كنار شمرد و گفت : در كار عثمان دخالت نخواهم كرد . دفعهء اول ما برگشتيم تا هيچ بهانه‌اى براى تو نماند و حجت بر تو تمام كرده باشيم ، و خدا را كه تو شاهد و طرف عهدت با ما ساخته بودى ، عليه تو به پشتيبانى طلبيديم . ناگاه ديديم نامه‌اى عليه ما به استاندارت نوشته‌اى و به او دستور داده‌اى كه ما را اعدام كند و قطعه قطعه سازد و به دار آويزد . حالا از نامه‌اى كه همراه نوكر شترسوارت بوده و به خط منشىات نگارش يافته و ممهور به مهر تو آمده است ، اظهار بىاطلاعى مىكنى ؟ بنابراين ، اتهام سهمگينى بر تو وارد آمده است ، به علاوهء آن انحرافاتى كه قبلا در حكومت از تو سر زده و گرفتارش بوده‌ايم ، و تبعيض و افزون طلبىهايى كه در تقسيم در آمد عمومى اعمال مىكردى ، و كيفرهاى ناروايى كه به مردم نصيحتگر مىدادى ، و اظهار توبه‌اى كه كردى و بعد تكرار همان گناهان و انحرافات . ما آن دفعه دست از تو برداشتيم و بازگشتيم و برگشتنمان هم درست نبود و بايد مىمانديم تا ترا بر كنار مىساختيم و يكى از اصحاب پيامبر خدا را كه به چنان بدعتها كه تو مرتكب گشتى ، نيالوده بود و متهم به اتهاماتى كه بر تو وارد است ، نبود به جاى تو به حكومت بر مىداشتيم . اينك از كار كناره‌گيرى كن و خلافت را به ما بازگردان ، زيرا اين كار سبب مىشود كه ما از صدمات تو محفوظ باشيم و تو از دست ما ايمن باشى . عثمان گفت :