تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
براى آنان خواندند . همهء مردم مدينه بدون استثنا كينهء عثمان را به دل گرفتند ، و اين واقعه بر خشم كسانى كه به خاطر بدرفتارى عثمان با عبد اللّه بن مسعود و عمار ياسر و ابو ذر عصبانى شده بودند ، بيفزود و نفرتشان را شدت داد ، و اصحاب پيامبر روانهء خانهء خويش شدند و همگى از اين نامه غمناك و ناراحت بودند . مردم عثمان را محاصره كردند ، و محمد بن ابى بكر قبيلهء تيم و ديگر قبايل را عليه عثمان بسيج كرد و طلحة بن عبيد اللّه به او در اين مورد كمك مىكرد و عايشه فحشهاى زنندهء بسيار به عثمان مىداد . على و طلحه و زبير و سعد و عمار ياسر با تنى چند از اصحاب محمد كه همگى بدرى بودند ، نزد عثمان رفتند و على آن نامه را با نوكر و شتر دولتى همراه داشت . على از عثمان پرسيد : اين برده ، نوكر تست ؟ گفت : بلى . پرسيد : اين شتر ، شتر تست ؟ گفت : بلى . پرسيد : تو اين نامه را نوشته‌اى ؟ گفت : نه ، و قسم خورد به خدا كه اين نامه را نه من نوشته‌ام و نه دستور نوشتنش را داده‌ام و نه از آن خبر دارم . على گفت : مگر اين مهر ، مهر تو نيست ؟ گفت : آرى . على گفت : چطور نوكرت شترت را بر مىدارد و نامه‌اى را مىبرد كه مهر تو در پايش خورده است و تو بىخبرى ؟ عثمان به خدا سوگند خورد كه نه آن نامه را نوشته است و نه دستور نوشتنش را داده و نه هرگز اين نوكر را به مصر فرستاده است . فهميدند كه خط ، خط مروان است . بنابراين ، از عثمان تقاضا كردند مروان را كه در خانهء او بود ، تحويل آنان بدهد ، اما او نپذيرفت . پس اصحاب محمد خشمگين از خانه‌اش بيرون رفتند و دانستند كه او به دروغ قسم نمىخورد ، لكن عده‌اى گفتند : عثمان در نظر ما تبرئه نخواهد بود مگر آنكه مروان را به ما تسليم كند تا تحقيق كنيم و قضيه را بررسى نماييم و ببينيم نامه را كه نوشته است و چگونه دستور اعدام عده‌اى از اصحاب پيامبر خدا را به ناحق و بدون دليل صادر شده است ؟ چنانچه عثمان نوشته بود ، او را بر كنار خواهيم كرد و در صورتى كه مروان از زبان عثمان نوشته بود ، دربارهء مروان تصميم خواهد گرفت . آنگاه همگى در خانه‌هاى خويش نشستند ، و عثمان حاضر نشد مروان را تحويل آنان بدهد . پس مردم عثمان را به محاصره درآوردند و آب را به رويش قطع كردند . عثمان از فراز