تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
سپاس و ستايش پروردگار گفت : اين جماعت از اهالى مصر دربارهء زمامدارشان چيزهايى به اطّلاعشان رسيده بود و وقتى يقين كردند كه آن حرفها بىاساس است ، به كشورشان برگشتند . مردم از هرسو فرياد برآوردند كه اى عثمان ! از خدا بترس و به درگاه خدا توبه كن . اولين كسى كه فرياد برآورد ، عمرو بن عاصى بود كه گفت : اى عثمان ! از خدا بترس ، تو مرتكب كارهاى خلافى شده‌اى و ما را به آن كشانده‌اى . بنابراين ، به درگاه خدا توبه كن تا ما هم توبه كنيم و بازگرديم . « 1 »

دومين محاصره « 2 »

بلاذرى به نقل از ابو مخنف مىنويسد : مصريان پس از قراردادى كه عثمان نوشت ، به راه افتادند و رفتند تا به ايله « 3 » يا منزلى پيش از آن رسيدند . در آنجا ديدند سواره‌اى از پشت سر رو به مصر مىآيد . از او پرسيدند : كيستى ؟ گفت : نامه‌رسان و فرستادهء امير المؤمنين عثمان كه نزد عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح ، استاندار مصر مىروم ، و از نوكران امير المؤمنين هستم . او سياهپوست بود ، و آنان به همديگر گفتند : چطور است كه او را پايين آورده تفتيش كنيم مبادا رئيسش چيزى دربارهء ما نوشته باشد . او را گشتند ، ولى چيزى نيافتند . به يكديگر گفتند : رهايش كنيم برود . كنانة بن بشر گفت : نه ، به خدا تا مشكى را كه همراه دارد نگردم ، نمىگذارم برود . با تعجّب گفتند : مگر مىشود نامه‌اى را در آب بگذارند ؟ گفت : مردم حيله‌ها و نيرنگهاى گوناگون مىزنند . بعد آن مشك كوچك
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 137 . ( 2 ) . منابع اين قسمت عبارتند از : انساب الاشراف : 5 / 26 - 69 ، 95 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 33 - 37 ؛ المعارف ، ابن قتيبه 84 ؛ العقد الفريد : 2 / 263 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 119 ، 120 ؛ الرياض النضرة : 2 / 123 ، 125 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 70 ، 71 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 165 ، 166 ؛ تاريخ ابن خلدون : 2 / 397 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 173 ، 174 ، 186 ، 189 ؛ حياة الحيوان ، دميرى : 1 / 53 ؛ الصواعق المحرقة 69 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى 106 ، 107 ؛ السيرة الحلبية : 2 / 84 ، 86 ، 87 ؛ تاريخ الخميس : 2 / 259 . در اينجا عبارت بلاذرى و طبرى را آورده‌ايم . ( 3 ) . ايله : شهرى است بر ساحل درياى قلزم به كنارهء شام ، و گفته‌اند : آخرين نقطهء حجاز و نخستين نقطهء شام است ، يعنى در حد ميانهء آن دو .