گفت : خدايا من توبه مىكنم ، و به ابوموسى اشعرى و حذيفه نوشت : شما مايهء خشنودى مردم كوفه و مورد اعتماد من هستيد . بنابراين ، امور دولتى كوفه به عهدهء شما واگذار مىشود تا به انجام آن طبق قانون اسلام همت گماريد ، خدا ما و شما را بيامرزد . ابو موسى و حذيفه عهدهدار امور شدند ، و ابو موسى مردم را آرام ساخت و عتبة بن و غل اين بيت را سرود :
- اى عثمان ! از ره نيكى و نيكوكارى چند روزى اشعرى را استاندار ما ساز .
عثمان در جوابش گفت : بسيار خوب . نه چند روز بلكه ماهها . « 1 »
نظريهء مالك اشتر دربارهء عثمان كاملا صريح و آشكار است و به تفسير و تحليل احتياج ندارد . او اظهار مىدارد كه حاضر است از عثمان اطاعت كند ، مشروط بر اينكه دست از خلافكارىهايش برداشته توبه نمايد ، ولى وقتى مىبيند از انجام آن شرايط سربازمىزند و بر ادامهء كارهاى خلاف اسلامش لجاجت مىورزد ، بر مخالفتش مىافزايد و مردم را عليه او بسيج مىكند و چندان مجاهدات مىنمايد تا به مقصود نايل مىگردد .
در آينده ، به ماهيت و چگونگى توبههاى مكرّر عثمان پى خواهيم برد .
29 - سخن عبد اللّه بن عكيم
ابن سعد و بلاذرى مىگويند : عبد اللّه بن عكيم جهنى كه از اصحاب پيامبر اكرم است ، گفته كه پس از عثمان هرگز در ريختن خون هيچ خليفهاى شركت نخواهم كرد . از او مىپرسند : مگر در ريختن خون عثمان شركت داشتهاى ؟ جواب مىدهد : من شرح خلافكارىهايش را شركت در قتلش حساب مىكنم . « 2 »
از اين روايت تاريخى برمىآيد كه اين صحابى معتقد بوده عثمان كارهاى زشت و خلاف اسلام داشته ، و چون براى او مسلّم بوده كه اين كارهاى زشت و ناروا از عثمان سر زده ، بر خود واجب ديده كه در انجمنها و مجالس به شرح آنها پردازد و با اين كار به قتل
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 46 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد : 3 / 56 ؛ انساب الاشراف : 5 / 101 .