تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

28 - سخن مالك اشتر « 1 »

بلاذرى مىنويسد : عثمان نامه‌اى به مالك اشتر و دوستانش نوشت و توسّط عبد الرحمن بن ابى بكر و مسور بن مخرمه براى او فرستاد و آنان را دعوت به فرمانبردارى كرد و يادآورى نمود كه آنان اولين كسانى بوده‌اند كه راه اختلاف و تفرقه پيش گرفته‌اند و سفارش كرد كه از خدا بترسند و به حق بازآيند ، و آنچه را دوست مىدارند و تقاضاهايشان را براى او بنويسند . مالك اشتر در جوابش چنين نوشت : از مالك پسر حارث ، به خليفه‌اى كه به بلا در افتاده و به خطا رفته و از سنّت پيامبرش منحرف گشته و قانون و دستور قرآن را پشت سر افكنده است . اما بعد ، نامه‌ات را خوانديم . تو و كارگزاران و استاندارانت دست از ظلم و تجاوز و تبعيد مردان پاكدامن برداريد ، تا حاضر شويم از تو اطاعت كنيم . ادعا كرده‌اى كه ما بر خويشتن ستم روا داشته‌ايم . اين پندار تست ، همان پندارى كه ترا به ورطهء گمراهى در انداخته است و ستمگرى را برايت عدالت جلوه داده است و باطل را حق ، اما اينكه ترا دوست بداريم ، مشروط به اين است كه تو دست از خلافكارىهايت برداشته و به درگاه خدا توبه كنى و آمرزش بخواهى ، توبه از اين‌كه بر مردان نيكو سيرت ما جنايت روا داشته‌اى ، مردان پاك و صالح را تبعيد كرده‌اى ، ما را از شهر و ديارمان بيرون رانده‌اى ، و جوانان را به استاندارى و مقامات دولتى گماشته‌اى ؛ مشروط بر اينكه مقامات دولتى ديار ما را به دو نفر كه ما انتخاب كرده و دوست مىداريم ، يعنى ابو موسى اشعرى و حذيفه بسپارى ، و وليد و سعيد و همهء افراد خانواده‌ات را كه ترا به هوس و خودسرى مىخوانند ، از ما دور سازى ، و السّلام . عده‌اى از سرشناسان كوفه « 2 » ، اين نامه را به عثمان رساندند . وقتى نامه را خواند ،
هامش
( 1 ) . شرح حال او پيش از اين گذشت . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 38 - 40 . ( 2 ) . مانند يزيد بن قيس ارحبى ، مسروق بن اجدع همدانى ، عبد اللّه بن ابى سبرهء جعفى ، علقمة بن قيس ابو شبل نخعى ، خارجة بن صلت برجمى و ديگران .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 203 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى