تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
در جواب او مىنويسد : نامه‌ات رسيد و از مضمونش آگاه شدم . از قتل عثمان نوشته‌اى . اين كارى است كه در آن شركت نداشته‌ام . دربارهء رهبرم نوشته‌اى كه او مردم را عليه عثمان تحريك كرده و واداشته تا او را بكشند . اين چيزى است كه من اطلاع ندارم . نوشته‌اى دامن قبيلهء من از خون عثمان پاك نمانده است . آرى ، در اين‌باره بايد بگويم اولين كسانى كه به اين كار قيام كرده‌اند ، قبيلهء من بوده‌اند . اين روايت به عبارت ديگر چنين آمده است : به جان خودم براى اقدام به آنچه در مورد عثمان صورت گرفته است ، قبيلهء من ذى حق‌تر و موظف‌تر از همهء مردم بودند . به همين سبب ، اولين كسانى كه به اين كار قيام كردند ، قبيلهء من بودند و با اين عمل راهنما و نمونهء عملى براى مردم گشتند . « 1 » 3 - 18 - قيس بن سعد در اثناى جنگ صفين با نعمان بن بشير گفتگويى مىكند به اين شرح : نعمان به او مىگويد : آيا كسى كه شما را به كارى دعوت كند كه خود انجام داده دعوتى به انصاف نكرده است ؟ شما اى جماعت انصار ! در اينكه روز تسخير خانه عثمان او را خوار گذاشتيد و يارى ننموديد ، خطا كرده‌ايد و نيز در اينكه طرفدارانش را در جنگ جمل كشتيد و مردم شام را در صفين مورد حمله قرار داديد . حالا اگر همان‌طور كه عثمان را خوار گذاشتيد ، على را رها كنيد و خوار سازيد ، اين يك تلافى آن يك را مىكند . اما شما حق را خوار ساختيد و باطل را مدد رسانديد ، و بعد حاضر نشديد مثل مردم باشيد ؛ آتش جنگ را بر افروختيد و دعوت به جنگ تن به تن مىكنيد . به خدا ديديد كه مردان جنگجوى شام بىدرنگ به نبردتان مىشتابند و روى از هماوردىتان بر نمىتابند . قيس بن سعد خنديد و گفت : به خدا هيچ فكر نمىكردم اى نعمان كه تا اين حد گستاخ شوى و جرأت اين كار و حرف را به خود بدهى . اما در جواب اين‌كه دم از دعوت منصفانه و آدم بر حق و با انصاف زدى ، بايد بگويم كسى كه با خودش دغلى كند ، هرگز برادرش را ارشاد خيرخواهانه نخواهد كرد ، و تو به خدا همان دغلباز خودفريبى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 227 ؛ الكامل ابن اثير : 3 / 116 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 23 ؛ النجوم الزاهرة : 1 / 99 ؛ جمهرة الرسائل : 1 / 524 .