تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
نكشيد و او را كه چيزى به آخر عمرش نمانده ، بگذاريد خودش بميرد . حجاج بن غزيهء انصارى گفت : به خدا قسم ، اگر نصف روز هم از عمرش بيش نمانده باشد ، او را مىكشيم تا با قتلش به خدا تقرب جوييم . رفاعة بن مالك انصارى هيزمى شعله‌ور آورد و بدان يكى از دو در خانهء عثمان آتش زد تا فرو افتاد ، و مردم در ديگر را گشودند و به خانه در آمدند . « 1 » بنابه روايت ديگرى بلاذرى آورده است : زيد به انصار گفت : شما پيامبر خدا را يارى داده‌ايد و انصار ، يعنى يارى دهندگان خدا لقب گرفتيد ؛ بنابراين ، خليفه و جانشين او را يارى دهيد ، تا دوبار انصار خدا باشيد . حجاج بن غزيّه گفت : به خدا اين گاو پر صدا نمىداند چه مىگويد . به خدا قسم ، اگر نصف روز هم از عمرش بيش نمانده باشد ، او را مىكشيم تا با قتلش به خدا تقرّب جوييم . « 2 » ابن حجر مىنويسد : حجاج بن غزيّه ، حديثى را كه از پيامبر اكرم دربارهء حج شنيده ، براى مؤلفان حديث و سنت نقل كرده است . ابن مدينى مىگويد : او همان شخصى است كه روز تسخير خانهء عثمان ، مروان بن حكم را آنقدر زد كه بر زمين افتاد . « 3 »

17 - سخن ابو ايوب انصارى

وى از اصحاب پيش كسوت ، و از مجاهدان بدر بوده است . در نطقى چنين مىگويد : از امير المؤمنين على بن ابى طالب كه خدايش گرامى بدارد ، كسى سخن مىشنود كه گوشى پند نيوش و دلى حق نگهدار داشته باشد . خدا شما را با وجود او به افتخارى بزرگ نايل آورده كه چنان كه بايسته است ، پذيراى آن نشده‌ايد ، اين افتخار كه پسر عموى پيامبر و بهترين و سرآمد مسلمانان است و پس از پيامبر سرور امّت . وى در ميان شما حضور پيدا كرده تا شما را درس دين دهد و دين‌شناس گرداند و به جهاد بر ضد كسانى كه عهد دين فرو گذاشته‌اند ، دعوت كند ، اما به خدا مىپندارم شما
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف : 5 / 78 . ( 2 ) . همان : 5 / 90 . ( 3 ) . الاصابة : 1 / 313 .