تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كرده‌اند ، مؤاخذه كن . « 1 » 24 - 4 بنا بر روايت ابو مخنف ، امير المؤمنين على بن ابى طالب در نطقى مىفرمايد : خدايا طلحه پيمان بيعتش با مرا گسست و آنقدر عليه عثمان تحريك كرد تا او را كشت و بعد مرا متهم ساخت . خدايا به او مهلت و مجال نده . خدايا زبير پيوند خويشاوندىاش با مرا گسست و پيمان بيعتش را نقض كرد و از دشمنم پشتيبانى نمود . بنابراين ، امروز هرطور كه مىخواهى شرّش را از من دفع فرما « 2 » . « 3 » 25 - 4 - طبرى مىنويسد : علقمه بن وقاص ليثى گفته است : وقتى طلحه و زبير و عايشه ، رضى اللّه عنهم ، قيام كردند ، با طلحه - كه بهترين جلسه با او جلسه‌اى است محرمانه و تنها - ملاقات كردم ، در حالى كه ريشش به سينه‌اش رسيده بود . به او گفتم : به عقيدهء من بهترين جلسه‌اى كه با تو مىتوان تشكيل داد ، جلسه‌اى است كه تو تنها باشى و ريشت به سينه‌ات رسيده باشد . به من گفت : ما پس از اينكه در برابر اغيار قدرتى يگانه و متحد بوديم ، به دو كوه آهنين تقسيم شديم كه هردسته در پى جان دسته‌اى ديگر است . از من در حق عثمان كارهايى سر زده است كه به هيچ وجه نمىتوانم آن را جبران و از آن توبه كنم ، مگر اينكه خونم در راه خونخواهى او ريخته شود . « 4 » طلحه اگر براستى مىخواست توبه كند ، راه صحيحش اين بود كه خود را تسليم اولياى مقتول يا امام وقت كند تا از او انتقام گرفته شود ، نه اينكه شورش بزرگى به پا نمايد و عليه امام وقت قيام مسلحانه كند و باعث ريختن خون بسيارى از مسلمانان شود كه دخالتى در قتل عثمان نداشته‌اند و كار به يك سلسله كشت و كشتار و اختلافات خونين بيانجامد .

5 - نظريهء زبير بن عوام

عضو شوراى شش نفره ، و يكى از ده نفرى است كه مىگويند مژده بهشت يافته‌اند .
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 60 . ( 2 ) . چه زود اين دعا مستجاب گشت و خدا به آن دو مهلت حيات و مجال دسترسى به حكومت را نداد . ( 3 ) . رك : شرح ابن ابى الحديد : 1 / 101 . ( 4 ) . تاريخ طبرى : 5 / 183 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 146 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى