عثمان را نكشت ، يعنى سبب قتلش نشد ، و من اميدوارم كه ترا به خاطر گناهى همانند گناهش يا بزرگتر از آن ، به او ملحق سازم . « 1 »
در خاتمه ، اين چند بيت حسان بن ثابت را بايد به خاطر آوريم :
- اى آزادمردان ! سست دل نشويد و به نيكويى صبر و شكيبايى ورزيد كه گاه در پيشامدهاى ناگوار صبر مفيد مىافتد .
- كاش مىدانستم و كاش پرندهاى برايم خبر مىآورد كه موضعگيرى على در مورد عثمان چگونه بود ؟
- به زودى در كشورتان اين شعار را خواهيد شنيد : اللّه اكبر ! براى انتقام خون عثمان به پا خيزيد . « 2 »
از دقت در احاديث ياد شده ، به اين نتيجه مىرسيم كه امام على بن ابى طالب عليه السّلام عثمان را پيشواى عادلى نمىدانسته كه از مرگش ناراحت شود يا آنچه بر سر او مىآيد ، برايش اهميت داشته باشد يا اجتماع و شورش مردم عليه او باعث خشمش گردد ، بلكه از حكومت او دورى مىجسته و كناره مىگرفته است و از اين بيمناك بوده كه اگر در دفاع و رفع خطر از او پيشتر رود ، گناهكار شود . كسانى را هم كه عليه او برخاستهاند ، گناهكار نمىدانسته ، و گرنه قيامشان را نكوهش مىنمود ، حال آنكه در برابر قيامشان سكوت نموده و بعدها چنان كه نامهاش به مردم مصر گواهى مىدهد ، تحسينشان كرده است .
كسانى را كه او را خوار گذاشتهاند ، بهتر از ياورانش مىدانسته و همين دليل است بر اينكه او را حاكم عادل نمىدانسته است ، زيرا اگر او را حاكم عادل مىشمرد ، حداقل مىگفت : يارى دهندهاش بهتر از كسى است كه او را واگذاشته و يارى ننموده است . اين سخن را حتى دربارهء افراد عادل عادى مىگفت تا چه رسد به حاكم و خليفهء عادل .
روايتى كه شكايت عثمان را به عباس بن عبد المطلب ( م 32 ) در بر دارد ، سندى است كه معلوم مىدارد اختلاف و كشمكش امام با عثمان سابقهء ممتد داشته و سالها پيش از انقلاب عمومى و محاصرهء خانهء عثمان بوده است ، يعنى در اواسط دورهء حكومت و
هامش
( 1 ) . العقد الفريد : 2 / 223 .
( 2 ) . انساب الاشراف ، بلاذرى : 5 / 104 .