تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
نمىتوان گرفت « 1 » . ج : ابو نعيم از طريق هشام بن سعد از زيد بن ارقم ، از پدرش آورده است كه گفت : شنيدم عمر بن خطاب مىگفت : رسول خدا به ما دستور داد كه در راه خدا بخشش كنيم و اين همان هنگام بود كه دارايىاى داشتم . پس گفتم : اگر قرار است روزى بر ابو بكر پيشى بگيرم ، امروز همان روز است كه بر او پيش بيافتم . گفت : پس نيمى از دارايىام را بردم و رسول خدا به من گفت : براى خانواده‌ات چه بر جاى گذاشتى ؟ من گفتم : به همين اندازه ، و چون ابو بكر همهء آنچه را داشت بياورد ، رسول خدا به او گفت : براى خانواده‌ات چه بر جاى گذاشتى ؟ گفت : براى ايشان خدا و پيامبر او را بر جاى گذاشتم . پس من گفتم : هرگز در كارى بر تو پيشى نخواهم گرفت « 2 » . همو از طريق عبد اللّه بن عمر عمرى از نافع ، از ابن عمر ، از خود عمر نيز روايت بالا را آورده است . و در سستى سند روايت نخستين ، همان بس كه ابو عباد هشام بن سعد مدنى از ميانجيان آن است كه يحيى بن سعد از زبان او روايتى نمىآورد و احمد نيز دربارهء او مىگفت : روايت‌هايش استوار نيست . حرب گفته : احمد وى را نمىپسنديد . ابن معين گفته : سخن وى ضعيف است و چندان نيست . او خود ناچيز است و روايت‌هايش آشفته . ابو حاتم گفته : روايت‌هايش را مىنويسند و آن را پشتوانهء گفتگو نمىگيرند . نسائى گفته : سخن وى سست است و استوار نيست . ابن سعد گفته : روايت بسيار دارد و سخن وى سست شمرده شده و گرايش به شيعه داشته است . ابن مدينى گفته . وى نيك‌مردى بوده كه روايتش قوى نيست . خليلى گفته : حافظان حديث روايتش را گاهى ناستوده شمرده‌اند و ابن سفيان او را در جرگهء كسانى كه سخن ايشان سست است ، ياد كرده « 3 » . دربارهء عبد اللّه بن عمر عموى هم ابو زرعهء دمشقى از زبان احمد آورده است كه در اسناد مىافزوده و ناسازگارى مىنموده و مردى نيك بوده است . ابن مدينى گفته : روايت
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 319 ؛ تهذيب التهذيب : 11 / 40 . ( 2 ) . حلية الاولياء : 1 / 32 . ( 3 ) . تهذيب التهذيب : 11 / 40 .