تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
كسى كه يك ميليون اوقيه و سيصد و شصت تخت آراسته به ابريشم داشته ، سزاوار چنان بود كه ده تن همچون ابو قحافه مردم را به مهمانسرا و بر سر خوان خوراكىهايش بخوانند ، نه اينكه پدر خودش مزدور مردمان ديگر گردد تا از اين راه چند شاهى پول سياه به دست آرد و شكم گرسنه‌اش را سير كند . و اگر ابو بكر را در آن روزگار چنان دارايىهايى بود كه پنداشته‌اند ، يا حتى اگر بخشى از آن را هم داشت ، نيازمند آن نمىشد كه براى كوچيدن با ياران پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دو شتر سوارى به هشتصد درم سيم بخرد « 1 » ، آنگاه يكى را به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله پيشكش كند و او صلّى اللّه عليه و آله نيز آن را نپذيرد مگر با دادن بهاى آن ، و بگويد : من شترى را كه از آن خودم نيست سوار نمىشوم كه ابو بكر گفت : اى رسول خدا ! پدر و مادرم فداى تو باد ، آن شتر از آن خود تست و حضرتش پاسخ داد : نه ! بگو چه بهايى براى خريد آن پرداخته‌اى ؟ گفت چنين و چنان اندازه . گفت : پس من با پرداخت بها ، آن را مىستانم « 2 » . و اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را نپذيرفت ، انگيزه‌اى جز آن نداشت كه ابو بكر را دارايى چندان نبود يا او صلّى اللّه عليه و آله خوش نمىداشت كه هيچ‌كس منّتى برگردن وى داشته باشد تا پس از روزگارى چند چنين سخنانى كه بر وى بسته‌اند ، بر او نبندند كه : براستى كسى كه بيش از همهء مردم در همراهىها و بخشش دارايى خود بر من منّت دارد ، ابو بكر است كه در بخش « سخنرانى پيامبر در برترى خليفه » گذشت . و تازه با نگرش به روايت ابن صباغ و حلبى درمىيابيم كه آنچه دربارهء خريد دو شتر گفته شده نيز جاى بررسى و گفتگوى بسيار دارد ، زيرا به گواهى اين دو نويسنده ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اسماء بنت ابو بكر را بفرمود تا نزد على رود و او را از جاى پيامبر و ابو بكر آگاه سازد و به او بگويد كه يك راهنما براى ايشان به مزدورى بگيرد و همراه با او - پس از گذشت ساعتى از شب آينده كه چهارمين شب آمدن به آنجا مىشد - سه شتر بياورد .
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد : 1 / 212 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 177 ، 178 . ( 2 ) . صحيح بخارى : 6 / 47 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 245 ؛ سيرة ابن هشام : 3 / 98 ، 100 ؛ طبقات ابن سعد : 1 / 213 ؛ تاريخ ابن كثير : 3 / 184 ، 188 .