تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
گرفتيم چيزى داشت ، بيش از چهار يا پنج يا شش هزار درهم به هنگام كوچيدن از مكه نداشت و اگر كسى ده يك از يك دهم آن همه دارايى را هم مىبخشيد ، آوازهء آن ، گيتى را مىگرفت و در آن روزگار از پيشاهنگان بخشندگان جهان به شمار مىآمد . با آنكه در هيچ يك از برگ‌هاى تاريخ ، يادى از آن هزارها هزار درهم و تخت‌ها و روپوش‌هاى گرانبها نيست ، اما ما پذيرفتيم كه ذهبى دربارهء گزارش عايشه بگويد : هزار دومى بىگفتگو نادرست است ، زيرا كه چنان دارايى براى پادشاه روزگار نيز دست نمىدهد ، و ابن حجر نيز سخن او را در تهذيب التهذيب بپذيرد « 1 » . تازه بايد پرسيد داستان آن هزار اوقيه‌اى كه درست است ، در كداميك از برگ‌هاى تاريخ توان خواند ؟ اگر اين خواب‌ها كه ديده‌اند ، درست بود و اين داستان‌هاى خيالى را مىشد راست شمرد و شايسته بود كه بگوييم ابو بكر چنان دارايى گزاف خيالى داشته است ، پدرش ابو قحافه نيازمند آن نبود كه براى عبد اللّه بن جذعان مزدورى كند و با بانگ خود مردم را بر سر سفرهء او بخواند و به گفتهء كلبى در المثالب در يكى دو دم مانده از زندگىاش با پيشه‌اى به اين پستى و فرومايگى نان بخورد كه اميه بن صلت هم در چكامه‌اى در ستايش بن جذعان آن را بنمايد و بگويد : - او را در مكه مردى سبك و چالاك و زيرك در كارها هست كه آوا مىدهد و يكى ديگر هم از فراز خانه‌اش بانگ برمىدارد و مردم را مىخواند . - به سوى كاسه‌اى بزرگ از چوب آبنوس كه بر روى آن مغز گندم آميخته به انگبين است « 2 » . كلبى گويد : خواست سرايندهء از « مرد زيرك و سبك و چالاك در كارها » ، سفيان بن عبد الاسد است و از « يكى ديگر » هم ، ابو قحافه . همچنين گويند كه آن بانگ‌كننده ، ابو قحافه پدر ابو بكر راسترو بود « 3 » .
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال ، ذهبى : 2 / 341 ؛ تهذيب التهذيب : 8 / 325 . ( 2 ) . المثالب ، كلبى ؛ الاغانى ، ابو الفرج اصفهانى : 8 / 4 ؛ مسامرة الاوائل 88 . ( 3 ) . مسامرة الاوائل 88 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 74 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى