69 - ابو بكر هرگز پيامبر را اندوهگين نساخت
خلعى و ابن منده و جز آن دو از زبان سهل بن مالك آوردهاند كه گفت : چون پيامبر خدا از بازپسين ديدار خود از خانهء خدا آمد ، بر فراز منبر شد و گفت : اى مردم ! براستى كه هرگز ابو بكر مرا اندوهگين نساخت ، اين پايگاه را براى او بشناسيد « 1 » .
ابن منده گويد : اين روايتى شگفت است كه جز از طريق خالد بن عمرو اموى آن را نمىشناسيم و ابن حجر پس از بازگوكردن آن گويد : مىگويم : روايتهاى خالد بن عمرو رها شده و سست است . . . تا آنجا كه از زبان ابو عمرو مىنويسد : پشتوانهء روايت او « 2 » خالد بن عمرو است كه وى را رها كردهاند و سندهاى روايت او ميانجيانى ناشناس يا سستگفتارند كه ميان سهل بن يوسف يا مالك بن يوسف مىگردد « 3 » .
و ابن حجر در زندگى نامهء خالد بن عمرو مين ويسد : احمد گويد كه روايتهاى وى ناستوده است و خودش نيز شايستهء اعتماد نيست و احاديثى نادرست روايت مىكند .
آوردهاند كه يحيى پسر معين گفته : روايات او چيزى درخور نيست ، چه وى دروغپرداز بوده و از زبان شيعه رواياتى ساختگى بازگو كرده است . بخارى و ساجى و ابو زرعه نيز گويند كه روايات وى ناستوده است . ابو حاتم گفته : روايات وى سست و رها كردنى است . ابو داود گفته : چزيى درخور نيست . نسايى گفته : سزاوار اعتماد نيست . صالح بن محمّد بغدادى گفته : او روايتبافى مىكرده است . ابن حبان گفته : از زبان كسانى كه شايستهء اعتمادند ، به تنهايى روايات ساختگى بازگو مىكرده و پشتوانه گرفتن رواياتش روا نيست . ابن عدى گفته : وى از زبان ليث و جز او رواياتى ناستوده بازگو كرده ، سپس رواياتى چند را كه از زبان ليث ، از يزيد بازگو كرده آورده است . آنگاه گويد : همهء اين روايات نادرست است و من بر آنم كه همهء آنها را خودش به ليث بسته و دستنويس روايات ليث از يزيد نزد ماست و چيزى از اينها در ميان آن نيست و او گذشته از آنچه يا شد ، رواياتى دارد كه بيشتر آنها يا همهء آنها ساختگى است و او از ميان كسانى كه
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة : 1 / 127 ؛ الاصابة : 2 / 90 .
( 2 ) . مراد ، روايت سهل است .
( 3 ) . الاصابة : 2 / 90 .