تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
كرده كه هرچند خود نيك‌مردى شايستهء اعتماد بوده ، اما از آنجا كه آيين قدريان داشته ، روايت او را پشتوانه نتوان گرفت « 1 » . و چون هيچ‌يك از سند و زمينه‌هاى اين روايت ، درست نبوده ، سيوطى نيز در الخصايص الكبرى در بخش پيش‌آمدهاى شگفت‌آورى كه به هنگام هجرت پيامبر روى داده ، نشانى از آنها نداده ( با آنكه او روايات سستى را هم كه پيرامون اين پيشامدها داشته با يادآورى سست بودن آنها آورده ) و گويا مىدانسته است كه ديگر ، آوردن آن روايات آبروى نگارنده را مىريزد و نگاشتهء او را در چشم‌ها از جايگاه والايى كه دارد ، به زير مىآرد . به همين‌گونه كسانى كه دربارهء نشانه‌ها و درفش‌هاى پيامبرى و كارهاى نتوانستنى بزرگ‌ترين پيامبران به گردآورى روايات پرداخته‌اند ، هيچ كدامشان روايات ياد شده را نياورده‌اند . دوم اينكه در نگاشته‌هاى كهن كه در سده‌هاى نخستين فراهم آمده و اساس داورى است ، تنها اين را مىبينيم كه ابو بكر پيش از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به درون غار شد تا - به گونه‌اى كه در سيرهء ابن هشام مىبينيم - ببيند كه آيا درنده يا مارى در آن هست ؟ و حاكم نيز چنانچه شنيدى ، اين داستان را بيش از اين اندازه درست نمىشمارد و اگر چيزى بيش از اين را هم درست مىشمرد ، از بازگوكردن آن ، هرچند با سندى گسسته بود ، خوددارى نمىنمود . آنگاه در سدهء چهارم داستان جامه ، ماندن يك سوراخ ، نهادن ابو بكر پشت خود را بر آن ، خواند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خدا را به سود وى كه با جامه‌اش او صلّى اللّه عليه و آله را از نيش آن گزندگان پندارى بر كنار داشت ، افزوده شده است . و در سده‌اى كه محب طبرى بود ، نواهاى تازه‌اى ساز شده و اين مرد كه در بازگو كردن روايات ساختگى و گرد آوردن پراكنده‌هاى آن ، هنرمندى ورزيده و كاركشته بوده ، روايتى به آن‌گونه آورده است كه شنيدى ، جز آنكه الفاظ او با همهء كوتاهى و رسايى بسيار آشفته است كه هيچ بخش آن با بخش ديگر سازگار نيست .
هامش
( 1 ) . ر ك : تهذيب التهذيب : 7 / 215 .