تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
همهء پيشينيان و پسينيان - بجز پيامبران و رسولان - سرور پيران بهشتىاند . اى على ! اين خبر را براى ايشان بازگو مكن . او نيز گفت : من اين خبر را بازگو نكردم مگر پس از مرگ آن دو . 66 - به همان‌گونه از زبان على آورده‌اند كه در روز رستاخيز نخستين كسى كه كارهايش را به شمار آرند ، ابو بكر است . اين روايت كه درازتر از اين است ، خواهد آمد . اينها تاريكىهايى از دروغ و كينه‌توزى است و پرده‌هايى از فريبكارى و ناراستى ، تاريكىهايى كه يكى بر روى ديگرى است يا بگو افسانه‌هاى مردمان نخستين است كه بازنويسى كرده‌اند و داستان‌هاى گزافه‌آميز و سرگذشت‌هاى نابخردانه است كه دست نادرستكارى كه سنّت پيامبر به آن سپرده شده بود ، از پيش خود به هم بافته و به امير مؤمنان بسته‌اند و ما در لابلاى جلدهاى كتابمان با گستردگى پيرامون آنها به سخن پرداختيم « 1 » ، و راستى را كه ايشان سخنانى ياوه و ناپسند مىگويند .

67 - ابو بكر و شبى كه در غار ثور گذراند

ابو نعيم اصفهانى از عبد اللّه بن محمّد بن جعفر ، از محمّد بن عباس بن ايوب ، از احمد بن محمّد بن حبيب مؤدب ، از ابو معاويه ، از هلال بن عبد الرحمن ، از ابو معاذ ، عطاء بن ابو ميمونه آورده است كه انس بن مالك گفت : چون شبى كه مىبايد به غار ثور پناه برند ، فرارسيد و ابو بكر گفت : اى رسول خدا ! بگذار تا من پيش از تو درآيم تا اگر مارى يا چيزى در آن باشد ، پيش از تو به من آسيب رسد . او گفت : درآى . پس ابو بكر به درون رفت و با هردو دست جستجو مىكرد و هرجا سوراخى مىديد ، جامه‌اش را مىآورد و مىدريد و آن را در سوراخ فرو مىكرد تا همهء جامه‌اش را بر سر اين كار گذاشت ، اما هنوز يك سوراخ مانده بود . پس پشت خود را بدانجا نهاد و بر پيامبر خدا به درون آمد . انس گفت : چون بامداد شد پيامبر به او گفت : اى ابو بكر جامه‌ات كو ؟ او گزارش كار خود را براى وى بازگفت و پيامبر دست برداشت و گفت : بار خدايا ! در روز
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 297 - 375 .