دهندهاى بانگ برمىدارد كه پيشگامان نخستين كجايند ؟ گفته مىشود كه را مىگويى ؟
گويد : ابو بكر راسترو را . پس خداوند بويژه براى ابو بكر و به گونهاى همگانى براى مردم روى مىنمايد و پرتو مىافشاند .
55 - با سندى گسسته از زبان على آوردهاند كه پيامبر گفت : نيكويى در سيصد و هفتاد ويژگى است كه چون خداوند خواهد به بندهاى نيكويى رساند ، يكى از آنها را در او مىنهد تا به يارى آن به بهشت درآيد . گفت : پس ابو بكر گفت : اى رسول خدا ! آيا چيزى از آنها در من هست ؟ گفت : آرى ، همهء آنها در تو گرد آمده است .
56 - به همانگونه از زبان على آوردهاند كه پيامبر گفت : اى ابو بكر ! براستى خداوند پاداش همهء كسانى را كه از آغاز آفرينش آدم تا هنگام برانگيخته شدن من به او گرويده بودند ، به من داد و براستى خداوند پاداش همهء كسانى را كه از آغاز برانگيخته شدن من تا برپا شدن رستاخيز به من بگروند ، به تو داد .
57 - ابو بكر راسترو و على پسر ابو طالب به يكديگر برخوردند و ابو بكر بر روى على لبخند زد . على گفت : چرا لبخند زدى ؟ گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : هيچ كس بر پل صراط نگذرد مگر على بن ابو طالب براى او گذرنامه نويسد . على بخنديد و گفت : اى ابو بكر ! آيا ترا نويدى ندهم ؟ رسول خدا به من گفت : تو براى هيچكس گذرنامه ننويسى مگر آنكه ابو بكر را دوست بدارد .
58 - با سندى گسسته از زبان على آوردهاند كه پيامبر گفت : سه بار دربارهء تو با پروردگارم به گفتگو پرداختم و او جز ابو بكر را نپذيرفت .
59 - از زبان على آوردهاند كه پيامبر خدا پيمانى با ما نيست كه آن پيمان را در فرمانروايى برنامهء خود بگيريم ، ليكن چيزى بود كه ما از پيش خود ديديم ، پس اگر درست باشد از يارى خداست و اگر نادرست باشد ، به گردن خود ماست . سپس ابو بكر جانشين او شد و در برپا داشتن آيين پايدارى نمود و سپس عمر جانشين شد و در برپا داشتن آيين ايستادگى نمود تا كيش ما پا گرفت .
60 - ابو بكر بن على پسر ابو طالب گفت : البته مىدانى كه من پيش از تو در اين كار
الغدير ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٧