تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
زنى پرداخت و آن سخن گزنده را بر زبان راند : به من بگوييد با اين پيرمرد دروغگو چه كنم ؟ بزنمش يا در زندانش افكنم يا بكشمش كه او گروه مسلمانان را پراكنده ساخته ؟ يا از سرزمين مسلمانان تبعيدش كنم ؟ « 1 » آرى عبد اللّه بن سبا از ميكروب‌هاى تباهى و از بىدينانى بوده و هماره با نيات زشتى كه داشته در ميان مسلمانان رفت و آمد مىكرده ؛ هرچند كه هرگز ، نه وابستگىاى ميان او و آموزه‌هاى كمونيسم شناخته و ثابت شده و نه اينكه شوريدن انقلابيون بر عثمان نتيجهء تحريكات او بوده ، مگر نامهء سرى را كه شعيب از زبان سيف بازگو كرده مستند قرار دهيم كه آن را نيز بايد دروغ شمرد كه در بازار بينادلان ارزشى ندارد « 2 » . زيرا مسلمانان و بويژه كسانى كه بر عثمان شوريدند از اكثريت ، اگر نگوييم همهء صحابه تشكيل مىشدند ( اگر خدا بخواهد گستردهء مطالب در جلد بعدى خواهد آمد ) و بويژه از كسانى كه به سرور ما امير مؤمنان پناه برده و خود از برترين ياران پيامبر و پيروان ايشان بودند ( همچون ابو ذر و عمار و مالك اشتر و دو پسر صوحان و ماننده‌هاى ايشان ) كه آنان نيز در برابر آنچه از سرچشمهء وحى فراگرفته بودند ، ارزشى براى عربده‌هاى هيچ‌كس قائل نبودند - و آن هم كسى همچون ابن سبا كه منش‌هاى او و گرايش‌هاى ديروز و امروزش را مىشناختند - آنان كه در جامعهء دينداران ، از مردان انديشهء شايسته بودند كجا گوش دل به هرپندارپرورى مىدادند ؟ و تازه تاريخ درست ، پيوستگىاى ميان هيچ يك از ايشان با اين مرد ، نشان نمىدهد چه رسد به اينكه او در روحيات ايشان اثر گذاشته و با دست ايشان ، آشوب‌هايى را در جامعهء دينداران برانگيخته باشد ؟ باز مىپرسيم چرا خليفهء آن روز در انديشهء آسوده ساختن مسلمان از گزند او برنيامد تا گروه او را پراكنده گرداند ؟ و چرا همان كارى را نكرد كه سرور ما امير مؤمنان انجام داد كه خبر آن را خوانديد « 3 » و ابن حزم نيز آورده است كه حضرت ، دود خفقان‌آورى به سراغ كسانى
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 8 / 298 ، 306 . ( 2 ) . همان : 8 / 326 - 328 . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 156 .