مهلكه و از زمين خوردنى كه بلند شدن ندارد رهايىشان دهد كه تازه ايشان هم بيش از همان مطالبى كه پنبهاش را زديم نياورده و تنها برخىشان « 1 » بر آن رفتهاند كه ابو ذر اصل كمونيسم را از عبد اللّه بن سبا گرفته و مدرك ايشان نيز روايت طبرى - از زبان سرى و او از شعيب و او از سيف و او از عطيه و او از يزيد فقعسى - است كه آورديم « 2 » و در آنجا ديديد كه سند گزارشگران آن از كسانى تشكيل مىشود : دروغزن و گزارشساز ، منحرف و تبهكار ، يا از سستگفتارى كه همگان در سستى گزارشش همداستانند ، يا ناشناسى كه هيچكس هويت او را نمىشناسد و متن آن نيز به گونهاى است كه نشانههاى دروغ بودن و آثار ساختگى بودن در آن نمايان است .
و تازه عبد اللّه بن سبا كه معروف است يهودى بوده و در پراكندهكردن صف مسلمانان و تبهكارىهاى ديگر نقش مهمى داشته و شورش مصريان را تحت تأثير او دانسته و گفتهاند كه وى براى افشاندن بذر آشوب و برانگيختن توده به جنگ با خليفهء آن روز ، شهرهاى بزرگ مسلمان را يكى پس از ديگرى ، پشت سر مىنهاده و آن اصول ويرانگر را در همه جا مىپراكنده است ، آرى ، چنين كسى را هيچكس ، چپ نگاه نكرد و مأمورين حكومتى آن روز هرگز در پى دستگيرى او برنيامدند و از دل هيچيك از اجتماعات دينداران ، به دورش نساختند ؛ و گذاشتند تا به آسودگى بچرخد و هرگونه خواستهها و هوسهايش مقتضى است ، بازيگرى نمايد و آنگاه همهء دردسرها نصيب نيكان و پاكانى گرديد كه از ياران محمّد يا از پيروان نيكوكار ايشان بودند همچون ابو ذر ، عبد اللّه بن مسعود ، عمار بن ياسر ، مالك اشتر بن حارث ، زيد و صعصعه دو پسر صوحان ، جندب بن زهير ، كعب بن عبدهء پارسا ، يزيد ارحبى كه نزد مردم پايگاهى بزرگ داشته ، عامر بن قيس پارسا ، عمرو بن حمق كه به جهت دعاى پيامبر در حق او معروف بوده ، عروهء بارقى يار بزرگوار پيامبر ، كميل بن زياد مرد درستكار مورد اعتماد و حارث همدانى فقيه مورد اعتماد « 3 » ، آرى اينان را كه مىنگريم يكىشان آواره گرديده و در تبعيدگاه جان
هامش
( 1 ) . مانند احمد امين و خضرى .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 8 / 326 .
( 3 ) . اگر خدا بخواهد داستان همهء ايشان را خواهيد خواند .