بخوانيد تا بنگريد كه چگونه آلوسى مىخواهد كسى را كه دوست مىدارد تيرهاى انتقاد را از سوى او بازگرداند و با گزارشكردن داستان به شكلى پندارآميز ، نكوهشهايى را كه متوجه او است منتفى گرداند كه پنداشته است دست كاوشگران از نشاندادن كجى و كاستىهاى كارش درمىماند . و اى كاش هيأت داوران فراموش نمىكردند كه گزارش آلوسى دربارهء چگونگى رفتن ابو ذر به ربذه با آنچه خود ايشان از گفتار ابن كثير و ابن حجر به گواهى آوردهاند ناسازگار است ، زيرا آن دو قرار كردهاند كه رفتن ابو ذر به ربذه ، امرى خارج از اختيار وى و به صورت تبعيد بوده جز اينكه آن دو پرداختهاند به عذر آوردن از سوى مسبب قضيه .
7 - اينكه آلوسى گويد : اين است آنچه دربارهء داستان ابو ذر بايستى اطمينان داشت . . .
نگاه كنيد كه چگونه اين مرد مىخواهد حقايق ثابت را برطبق خواستهها و هوسهايش انكار كند و مىپندارد كه مردم آنچه را او درهم بافته است اصل شايستهء پيروى گرفته ، نوشتههاى ديگر را از ميان مىبرند و بر چهرهء تاريخ ، پرده كشيده حديثها را از مجموعههاى مربوطه حذف مىكنند و جز كتاب او از همهء كتابهايى كه گزارش تبعيد ابو ذر در آن ثبت شده و مأخذ ما در شرح قضيه است چشم مىپوشند با آنكه از پژوهشهاى گذشتهء ما روشن شد كه دانايان سنّى در مورد اين رويداد به دو گونه بررسى كردهاند ، يك دسته از ايشان پيشامدها را به صورت قضاياى تاريخى بازگو كرده يا آن را در قالب احاديثى چند ، روايت نمودهاند بىاينكه پيرامون آن به داورى پردازند - كه ايشان را شناختيد - و دستهء ديگر نيز درستى همهء آن گزارشها را اعتراف كرده ولى نشستهاند به عذر آوردن براى نيكو نماياندن آن رويدادها به اينگونه كه آن كارها براى پاسدارى از شكوه پايگاه خلافت و نگهبانى از جايگاه شرع و برپا داشتن احترام دين لازم بوده است « 1 » كه به هرحال هيچكدام از وابستگان به اين دو دسته ، از شيعيان نبوده تا آلوسى بگويد كه گزارش ايشان درخور اطمينان نيست . و آيا رواست كه بزرگان سنت و حافظان احاديث در ميان ايشان ، در تمام سدههاى گذشته ، از آنچه آلوسى آورده ، ناآگاه مانده و
هامش
( 1 ) . ر ك : الرياض النضرة : 2 / 146 ؛ الصواعق 68 ؛ تاريخ الخميس 2 .