تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
باشد . « 1 » كه مىبينى امام معصوم آنچه را از دست آن گروه به ابو ذر رسيده ياد كرده و مسؤولان آن را نكوهش كنند و او را دستور مىدهد به شكيبايى تا در برابر آن پاداش بزرگ و بسيار دريافت كند و پيامبر را به گونه‌اى ديدار نمايد كه از او خشنود باشد و آنگاه آيا هيچ سازشى مىيابى در ميان پيامبر و اعتقاد امام مجتبى و ميان كمونيست‌ها كه در ويرانگرى اساس كيش مصطفى و سنت دگرگونىناپذير خداوند نقشى اساسى دارند ؟ در دنبال اين دو گفتار نيز سخن سيد الشهداء ابو عبد اللّه الحسين را بنگر كه به ابو ذر مىگويد : اين گروه ترا از ( دسترسى به ) دنياى خويش بازداشتند و تو ايشان را از ( دست درازى به ) دينت . پس شكيبايى و يارى را از خدا بخواه . و اين سخن نيز همچون سخنان پدر و برادر او عليهم السّلام آشكارا مىرساند كه ابو ذر يك دعوت دينى را دنبال مىكرده كه هيچ‌گونه كجروىاى در آن نبوده و دشمنان او دعوتشان براساس دنياپرستى بوده و مرجعى كه بايد او را از گرفتارىهايى كه بدان دچار شده برهاند خداوند است . زيرا خداوند سبحان از دعوتى كه آن مرد گرفتار دنبال مىكرد خشنود بود و بر كسانى كه به او دشنام گفتند خشمگين . و هيچ خردمندى نيز نمىپندارد كه چيزى از اين ويژگىها با پيروى از مسلك اشتراكى سازگار باشد . و پس از اين فرازهاى زرين ، سخن عمار بن ياسر را بنگر كه به ابو ذر مىگويد : خدا آرامش نبخشد كسى را كه ترا اندوهگين ساخت و ايمنى ندهد آن كس را كه ترا بيم داد ! به خدا كه اگر تو هم جوياى دنياى آنان بودى ايشان تو را تأمين مىكردند و اگر به كارشان خرسند مىبودى البتّه ترا دوست مىداشتند . آيا براى يك مسلمان معمولى هم رواست كه چنين نفرينى كوبنده دربارهء كسى بكند كه مردى را به جهت تباهى انگيزى در محيط دينداران و به گناه بستن راه صلح و صفا در ميان ايشان گرفتار كرده‌اند ؟ تا چه رسد به مسلمانى همچون عمار كه - به گفتهء آشكار پيامبر بزرگوار - حق از او و او از حق جدا نمىشود ؟ و آيا رواست ايشان را محكوم كند كه
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 8 / 301 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 514 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى