داشته بود و در دلهاى هذيليان و بنى زهره و بنى غفار و همسوگندان ايشان خشمهايى براى آنچه بر سر ابو ذر رفت جاى گرفته بود . « 1 »
و اين اعتراض توده از مهر ايشان به ابو ذر ناشى مىشد كه در دل گروهها جاى گرفته بود مهرى صميمانه و به جهت همدينى و برادرى ايمانى و همپيمانى در پيروى از برترين شيوهها ؛ و همهء اينها به جهت بذرهايى بود كه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله گرفته و در دلهاى خويش كاشته و پرورده و شناخت ابو ذر و شيوه و روش نيكو و پرهيزكارى و ايمان و راستگويى او را همچون ميوهاى از نهالى برگرفته بودند و اينها هيچيك با تهمتى كه به ابو ذر زده و او را به كمونيسم چسباندهاند سازگار نيست . آيا مىگويى همهء ياران پيامبر كمونيست بودند ؟ - كه از بهتانهاى زشت به خدا پناه مىبريم - و اگر ابو ذر كمونيست بود درست آن بود كه او را از صفحهء زمين دور كنند نهتنها از مرز مدينه ؛ و ياران پيامبران نيز مىبايد به آن داورى و فرمان قاطع خرسندى دهند زيرا خداوند تعالى فرموده است :
همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول او به جنگ برخيزند و در زمين به فساد كوشند جز اين نباشد كه آنها را به قتل رسانده يا به دار كشند و يا دست و پايشان به خلاف ببرند ( يعنى دست راست را با پاى چپ و يا بالعكس ) يا با نفى و تبعيد از سرزمين صالحان دور كنند .
اين ذلت و خوارى عذاب دنيوى آنهاست و امّا در آخرت باز ( در دوزخ ) به عذابى بزرگ معذّب خواهند بود . « 2 » و آنگاه چه تبهكارىاى در زمين بزرگتر از ترويج اين اصل ناسازگار با قرآن كريم و سنّت پيامبر ، با آنكه خداوند سبحان در قرآن مجيد مىفرمايد :
آيا آنها بايد فضل و رحمت خداى ترا تقسيم كنند ( هرگز نبايد ) در صورتى كه ما خود معاش و روزى آنها را در حيات دنيا تقسيم كردهايم و بعضى را بر بعضى برترى دادهايم تا بعضى از مردم ( به ثروت ) بعضى ديگر را مسخر خدمت كنند و رحمت خدا از آنچه جمع مىكنند بهتر است . « 3 »
هامش
( 1 ) . الانساب ، بلاذرى : 5 / 26 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 150 ؛ مروج الذهب : 1 / 438 ؛ الرياض النضرة : 12 / 124 ؛ تاريخ ابن خلدون : 2 / 385 ؛ الصواعق 68 ؛ تاريخ الخميس : 2 / 261 .
( 2 ) . مائده 5 / 33 .
( 3 ) . زخرف 43 / 32 .