دنياپرستانند و آرزوها فريبشان داده و كارهاشان ناپسنديده است و ايشان در دو جهان زيان ديدهاند و زيان آشكار بهرهء ايشان شده ؟
و آنگاه اين نفرين را در برابر يك امام معصوم مانند سرور ما امير مؤمنان كه در راه خدا بسى سختگير است و در برابر دو شير زادهء او ، دو فرزند زادهء پيامبر بر زبان براند و هيچيك از ايشان نيز از او ناپسند نشمارند ؟ اين نشدنى است .
و تازه پيش از همهء اين سخنان شتافتن ايشان به بدرقهء ابو ذر - با آنكه مىدانستند خليفه از اين كار منع كرده - خود نشانهاى است بر اينكه سخن ابو ذر را راست مىشمرده و در پى آشكاركردن كار و فرمان او بودهاند و امام چنان مىبيند كه منع از بدرقهء او گناه يا كارى ناساز با حق است كه نبايد پيروى شود چنانچه به عثمان نيز همين را گفت « 1 » و آنگاه هيچيك از اينها با گرفتارىهاى بزرگى كه ابو ذر را متهم كردهاند براى دين فراهم آورده سازگار نيست .
همهء ياران پيامبر ، از مهاجر و انصار شكنجه و تبعيدى را كه ابو ذر كشيد به باد نكوهش گرفتند و فرازهاى پر از نكوهش چه ميان لبانشان بود و چه در گوشه كنار دلهاشان و چه در سطرسطر سخنرانىهاشان و اينها را با نگاه به آنچه در روز انبوه شدن مردم پيرامون خانهء عثمان - براى تاختن بر او - روى داد مىتوان دريافت . و خود از انگيزههايى بوده كه زمينه را آماده كرد براى آنكه كارها بدان گونه سرانجام گيرد . پس خشم گرفتن كسانى از ايشان كه نامشان را ياد كرديم - در ميان تودهء ياران پيامبر - چيزى تازه نبود جز اينكه برخى از ايشان خشم خود را در قالب ستايشهايى كه از ابو ذر كردند ريختند و برخى آن را در جامهء اعتراض به كسانى كه به او دشنام دادند پوشاندند و هر چند كه لحن گفتارهاى ايشان هنگام نگاه به پوستهء بيرونىاش متفاوت مىنمايد ولى نتيجه و مفهوم همه ، يك چيز بوده و از اينروى است كه به گواهى تاريخنگاران از ميان كارهايى كه ياران پيامبر بر عثمان ناپسند شمردند يكى هم تبعيدكردن ابو ذر بود . بلاذرى مىنويسد : پيش از اينها عثمان ناگوارىهايى بر عبد اللّه بن مسعود و ابو ذر و عمار روا
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 8 / 297 ، 303 .