و همين مطلب در سنّت پيامبر نيز روشن شده است . مراجعه كنيد به گزارشهايى كه دربارهء كيفر چنين كسى آمده است ( در همان بخش دارايىها و ويژگى آن به افراد و تثبيت دولتمندى توانگران و پرهيز از دشوار ساختن زندگى ) كه ستونهاى تمدن نيز بر روى همين زير بنيادها مىايستد و يك مدنيت عالى از همين راهها زيباترين چهرههايش را آشكار مىسازد .
ستايش پيامبر از او و آنچه به وى سپرد
امّا آنچه را از پيامبر اسلام در اينباره رسيده است ، پارهاى از آن را پيشتر ياد كرديم « 1 » و اينك زمينهاى فراخ نيست كه بگوييم پيامبر بزرگوار با دانش گستردهء پيامبرانهاش از كارى كه ابو ذر در بازپسين روزهاى زندگيش به آن پرداخت و از سخنان و كردههاى او كه بر دشمنانش گران مىآمد نيك آگاه بود و نيز مىدانست كه تودهء پيروان ، آنچه را وى بر زبان آورده بنيادهايى شايستهء پيروى خواهند گرفت . پس اگر او كمترين انحرافى در ابو ذر سراغ كرده بود - با به زبان راندن آن سخنان پرگهر - توده را به همسازى با وى برنمىانگيخت ، چه رسد به اينكه او صلّى اللّه عليه و آله به وى گزارش كرد و سپرد كه آنچه از پيشامدهاى سخت اندوهزاى بر سر دعوت وى به او مىرسد در راه خدا و در برابر نگاه اوست پس خردمندانه نيست كه در برداشت او هيچگونه انحرافى از راه دين باشد .
و گرنه او صلّى اللّه عليه و آله مىبايستى وى را از نادرست بودن برداشت و باطل بودن دعوتش آگاه سازد . پس چون چنين نكرد و گذشته از آن ، ستايش رسا و سفارشهاى آنچنانىاش را ارزانى وى داشت درمىيابيم كه ابو ذر همان مرد نيكوكار و پرهيزگار و اصلاحطلب است و نمونهء دلسوزى و مهربانى بر ناتوانان توده ؛ و جوياى نيكى و خوشبختى براى قدرتمندان آن . و آن همه سختىها را نيز بر خود هموار ساخت تا كسانى را كه به جهان چسبيده بودند از سرانجام زشت كارشان رهايى بخشد و ديگران را نيز با رساندن به زندگى فراخ و آسوده خوشبخت گرداند ، به گونهاى كه حلقههاى زندگيشان در اين جهان
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 3 ) : 8 / 312 - 319 .