و نيز عمر گفت : هيچيك از شما مجاز نيست كه از مال مسلمانان براى مركب خود ريسمان يا پلاس و گليمى كه زير پالان بر پشت چهارپا نهند يا عرقگير شتر كه زير پالان گذارند فراهم كند ، زيرا دارايىها از آن مسلمانان است و هيچيك از ايشان نيست مگر اينكه او را بهرهاى در آن هست . و اگر همهء آنها متعلق به يك نفر باشد آن را بزرگ مىبيند و اگر متعلق به امت مسلمان باشد آن را اندك و ارزان مىشمارد و مىگويد : دارايى خداست . « 1 »
و نيز از سخنان عمر است كه گفته : شهرها شهرهاى خداست . و تنها براى شترانى كه از دارايىهاى خدا باشد بايد چراگاه را قرق كرد و تنها در راه خدا بايستى بر آنها بار نهاد . « 2 »
و اين هم از سخنان اوست : دارايى ، دارايى خداست . و بندگان ، بندگان خدايند و به خدا سوگند اگر نبود چهارپايانى كه در راه خدا از آنها استفاده مىشود در زمين يك وجب در يك وجب را هم به صورت چراگاه خصوصى درنمىآوردم . « 3 »
و اين هم سرور ما امير مؤمنان است كه در خطبهء شقشقيه « 4 » مىگويد : تا هنگامى كه سومين كس از آن گروه برخاست و مانند شترى كه هردو پهلويش از پرخورى و بسيار نوشى باد كرده ، ميان جاى خوردن و بيرون دادنش خودپسندانه به خراميدن پرداخت و فرزندان نياكانش نيز با او برخاسته و دارايى خدا را چنان مىخوردند كه شتر ، گياه بهارى را ريشهكن مىكند .
و در يكى از سخنرانىهاى او عليه السّلام مىخوانيم : اگر دارايى از آن خودم نيز بود آن را به تساوى بخش مىكردم چه رسد كه دارايى ، دارايى خداست . هان ! دادن دارايى جز در جاى شايسته آن ، اسراف نابجاست . « 5 »
و در نامهء او به كارگزارش در آذربايجان مىخوانيم : ترا نمىرسد كه با زيردستان ،
هامش
( 1 ) . الاموال ، ابو عبيد 268 .
( 2 ) . همان 299 .
( 3 ) . همان 299 . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 274 .
( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 82 - 87 .
( 5 ) . نهج البلاغة : 1 / 242 .