حسرت زده بنشينى . « 1 » و جاى ديگر گويد : و بندگان پروردگار آنانند كه چون انفاق كنند زيادهروى ننمايد و بخل نورزند كه اعتدال در ميان اين دو است . « 2 »
آيا گمان مىكنى همهء اين آيات شريفه و مبانى چون و چراناپذير از چشم ابو ذر پنهان مانده يا در برابر حقايق ثابت ، برداشتى ويژه در تأويل آنها داشته ، تا پس از گذشت چندى از زندگى جهان ، روزگار آروغى زد و جوجههايى را قى كرد كه از آن گنجينههايى پنهانى آگاهى يافتند ؟
اگر ابو ذر در مورد يك دستور خداوند ، كمترين انحرافى از سنت شريف داشت كه آن انحراف موجب اخلال در تشكيلات جامعه ، برهم زدن صلح و سازش ، به راه انداختن آشوبها ، شوراندن احساسات ، لطمه به آسايش يا دوركردن مردم از بنيادهاى اسلام مىشد البتّه سرور ما امير مؤمنان نخستين كسى بود كه جلوى او را مىگرفت و او را از انجام نيت بدش بازمىداشت و ابو ذر نيز بيش از آن اندازه تابع وى بود كه يك سايه تابع صاحبش باشد . ولى حضرت به جاى اين كار به او مىگفت ، تو در را خدا خشم گرفتى و اكنون اميد به كسى دار كه برايش خشم گرفتى و مىگفت : به خدا كه از بدرقهكردن ابو ذر هيچ قصدى نداشتم مگر خشنودى خدا و به عثمان مىگفت : از كيفر خدا بپرهيز كه تو براستى نيك مردى از مسلمانان را تبعيد كردى تا در تبعيدگاه نابود شد و امير مؤمنان نيز همان كسى است كه او را به سرسختى و دليرى در راه خدا مىشناسى و مىدانى كه او در راه خدا از سرزنش هيچكس پروا ندارد و هرچه بگويد و انجام دهد او با حق است و حق با او .
و نيز آيا چنان مىبينى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله با آنكه مىداند ابو ذر در پايان كارش در ترويج مسلكى چنين نادرست جد و جهد مىكند باز هم مىپردازد به ستايش و بزرگداشت او مىپردازد او را در ميان جامعه به منشهايى برتر مىشناساند تا پايگاهش و الا گردد و جايگاهش در اجتماع بزرگ شود و در دلهاى نيكان جاى بگيرد و عمر نيز به حضرت صلّى اللّه عليه و آله بگويد : اى پيامبر خدا ! آيا اين مقامات عاليه را براى او بشناسيم ؟ و پاسخ
هامش
( 1 ) . اسراء 17 / 29 .
( 2 ) . فرقان 25 / 67 .