نمىيابى مگر امر به معروف و نهى از منكر .
آنچه ابو ذر آواى خود را براى اعلان به آن برداشت مطلب تازهاى نبود كه در روزگار پيامبر سابقه نداشته باشد و او نيز آواى خود را تنها به رساندن سخنى برداشت كه از كتاب خدا و سنت پيامبر آموخته و دو لب دعوتكنندهاى بس بزرگوار فراگرفته بود . و پيامبر هم هيچكس از يارانش را از ثروت وى عارى نساخت با آنكه در ميان ايشان بازرگانان و افراد مرفه و ثروتمند بودند . و از ايشان افزون بر آن حقوقى كه خدا بر گردنشان نهاده بود نگرفت و ابو ذر هم در دعوت و تبليغ به راه او رفت .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابو ذر را از گرفتارىها و رنجهايى كه بر سر وى مىآيد و از آنچه با او مىكنند تبعيد او از شهرهاى پايگاه اسلام : مكّه ، مدينه ، بصره ، كوفه ، شام ، آگاه ساخت و گفت كه او در آن هنگام از نيك مردان است و بايستى شكيبايى نمايد و آنچه را بر سرش مىرود در راه خدا به شمار آورد و ابو ذر نيز گفت : خوشا به فرمان خدا . پس شايستگى ابو ذر او را مانع از آن مىگردد كه بر خلاف دستور پيامبر كارى كند كه نظام جامعه از هم بپاشد و اينكه گرفتارىاش در راه خداست مانع مىشود كه كارهاى او را كه موجب پديد آمدن آن گرفتارىها براى وى شد ناروا بشماريم .
زيرا اگر آن كارها هم با مصالح عمومى و با رضاى خدا و پيامبر مخالف بود مىبايستى پيامبر وى را از ايراد و اعتراضهايى كه در آينده به آن مىپردازد بازدارد زيرا ، مىداند كه آن دعوت سيل بلا و آسيب را به سوى او سرازير مىكند و خليفهء مسلمانان را بدنام گردانيده ، صفحهء تاريخش را سياه مىسازد و لكه ننگى به او مىچسباند كه هرگز برداشته نمىشود .
نه آيين ما چنان حكم دشوارى كه ابو ذر را به آن متهم داشتهاند آورده و نه خود او هرگز چنان مقصودى داشته است ، زيرا - به گواهى پيامبر - وى در ميان امت محمّد در پارسايى و عبادت و نيكوكارى و كوشش و روش و راستگويى و اخلاق همانند عيسى است با اين همه چه بايد كرد كه عثمان چون بر وى خشم گرفت گفت : به من بگوييد با اين پير دروغگو چه كنم ؟ بزنمش ، زندانش كنم يا بكشمش ؟ و آنگاه نيز كه حديث مربوط
الغدير ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٦٣