و خبر تبعيد او به امر عثمان را نپذيرفته و بر آن رفته است كه او با ميل خود به آنجا رفت چون دلش مىخواست در آنجا سكنى گزيند .
مردك بىخبر نمىداند كه با اين سخن خود گفتار رسول خدا را دروغ مىشمارد كه چنانچه روايت آن را از طرق صحيح آورديم « 1 » پيشبينى فرمود كه ابو ذر را از مدينه تبعيد مىكنند و نيز سخن امير مؤمنان عليه السّلام را دروغ مىشمارد كه پس از وفات ابو ذر در تبعيدگاه چون عثمان تصميم گرفت به دنبال او عمار را هم تبعيد كند على به وى گفت : عثمان ! از خدا بترس زيرا تو نيك مردى از مسلمانان را تبعيد كردى تا در تبعيدگاه هلاك شد « 2 » و نيز سخن ابو ذر را دروغ مىشمارد كه در همان روايتى كه خود بلاذرى با سند صحيح آورده و ما نيز نقل كرديم گفت : پس از كوچيدن من به پايگاه اسلام عثمان مرا به حالت بيابانگردى برگرداند .
و نيز سخن خود عثمان را دروغ مىشمارد كه هم بلاذرى آورده و به موجب آن چون گزارشى مرگ ابو ذر به وى رسيد گفت : خدا بيامرزدش ! عمار گفت : آرى خدا از سوى همهء ما بيامرزدش ، عثمان گفت : اى گزندهء . . . پدرش ! آيا گمان مىكنى من از تبعيد او پشيمان شدم ؟ كه تمام داستان در ضمن بحث از درگيرىهايش با عمار بيايد .
و نيز سخن كميل بن زياد نخعى را دروغ مىشمارد كه گزارش آن را از قول خود بلاذرى آورديم « 3 » و نيز سخن بسيارى ديگر را دروغ مىشمارد .
بيچاره نمىداند كه آن پيشآمد دردناك كه مربوط به بزرگمردى از بزرگان ياران پيامبر بوده پيرامونش آن همه گفتگو و گير و دار روى داده و بسيار اعتراضها و نكوهشها برانگيخته تا از سهمگينترين رخدادها به شمار رفته و به زبان مسافران از شهرى به شهرى نقل شده و اهل ايمان را به خشم آورده و زخم زبانها بر سر آن زده شده و خليفه را براى آن نكوهش كردند و از جمله نتايج آن ، اينكه : گروهى از مردم كوفه به ابو ذر در
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 316 .
( 2 ) . اگر خدا خواهد تمام اين گزارش را در آينده خواهيم آورد .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 294 .