و همهء نگارندگان شش كتاب صحيح گزارشهايش را نقل كردهاند .
3 - ابو محمّد داود بن ابو الهند بصرى كه در اطمينان به او همهء محدثان اتفاق نظر دارند و همهء نگارندگان شش كتاب صحيح به جز بخارى ، گزارشهايش را نقل كردهاند و خود بخارى نيز در كتاب تاريخ خود روايات او را آورده است بدون آنكه جاى ايرادى در وى بيابد .
4 - ابو الحرب بن ابو الاسود دوئلى مورد اطمينان و خود از كسانى است كه مسلم روايات او را نقل كرده است .
5 - ابو الاسود دوئلى از شاگردان صحابه است كه همهء محدثان در اعتماد به او اتفاق نظر دارند و از كسانى است كه نگارندگان شش كتاب صحيح همگى ، روايات او را نقل كردهاند .
6 - در داستان تبعيد ابو ذر گذشت كه عثمان گفت : من ترا مىفرستم به ربذه . ابو ذر گفت : بزرگ است خدا ، راست گفت رسول خدا كه مرا از همهء آنچه بر سرم مىآيد آگاه ساخت . عثمان گفت : مگر به تو چه گفت ؟ گفت : مرا آگاه ساخت كه از بودن در مدينه و مكّه ممنوع مىشوم و در ربذه مىميرم .
اين بود ابو ذر و برترىها و برجستگىها و پرهيزكارى و اسلام و ايمان و بزرگوارىها و جوانمردىها و روحيات او و خوىهاى برتر و آغاز و انجام كار و پيشينهء و لاحقهء او . آيا در كدام يك از اينها خليفه موجب ايرادى بر وى يافته كه پرداخته است به شكنجهكردن او و راندنش از زندانى به تبعيدگاهى و دستور جلب او را مىدهد آن هم بر روى مركبى كه پالان آن روانداز نداشت و پنج بردهء سختگير از خزريان آن را مانند باد مىراندند تا او را كه به مدينه رسانيدند كشالهء رانش پوست انداخته و چيزى نمانده بود تلف شود و همچنان او را با بدترين شكنجهها آزار مىكرد تا جان وى را در آخرين تبعيدگاهش - ربذه - باز ستاند . همانجا كه نه آبى بود و نه گياهى ، گرماى توانفرسا رواندازش بود ، نه هيچ دوست و ياورى داشت كه پرستارىاش كند و نه كسى از قبيلهء وى در كنارش بود تا بدن پاكش را به خاك سپارد . تنها درگذشت و تنها برانگيخته مىشود . چنان كه پيامبر كه آن
الغدير ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٥٨