هم باز كرد . گفتم : اى رسول خدا ! مىفرمايى چه كنم ؟ گفت : شكيبايى كن ، شكيبايى كن ، شكيبايى ، با مردم به اخلاق ايشان به نيكويى معاشرت كنيد و در كارهاشان با آنان مخالف باشيد . « 1 »
2 - ابو نعيم از طريق سلمة بن اكوع آورده است كه ابو ذر گفت : من با رسول صلّى اللّه عليه و آله ايستاده بودم كه به من گفت : اى ابو ذر ! تو مردى شايستهاى و پس از من بلايى به تو خواهد رسيد . گفتم : در راه خدا ؟ گفت : در راه خدا . گفتم : خوشا به امر الهى . « 2 »
3 - ابن سعد از طريق ابو ذر آورده است كه پيامبر گفت : اى ابو ذر ! چگونه خواهى بود آنگاه كه فرمانروايان ، غنيمتها را به خود اختصاص دهند . من گفتم : در آن هنگام سوگند به آن كس كه ترا براستى برانگيخت شمشير مىزنم تا به خدا ملحق شوم . گفت :
آيا راهى بهتر از اين به تو نمىنمايى ؟ شكيبايى كن تا مرا ديدار كنى . « 3 »
اين حديث را در روايت احمد و ابو داود به اين عبارت آمده : چگونه خواهى بود با امامان پس از من كه اين غنيمت را مخصوص خود گردانند ؟ ابو ذر گفت : گفتم در آن هنگام سوگند به آنكه ترا براستى فرستاد شمشيرم را بر شانهام مىگذارم و چندان با آن زدوخورد مىكنم تا ترا ديدار كنم ( يا به تو ملحق شوم ) . گفت : آيا راهى به تو ننمايم كه بهتر از اين باشد ؟ شكيبايى كن تا مرا ديدار كنى . و به عبارت برخى روايات : چگونه خواهى بود نزد فرمانروايانى كه اين غنيمت را ويژهء خود گردانند ؟
احمد در مسند و ابو داود نيز در سنن اين حديث را روايت كردهاند . « 4 » و احمد اين حديث را از دو طريق روايت كرده كه هردو طريق آن صحيح است و همهء ميانجيان گزارش آن مورد اطميناناند و عبارتند از :
1 - يحيى بن آدم
2 - زهير بن معاويهء كوفى
3 - يحيى بن ابى بكر كوفى
هامش
( 1 ) . المستدرك : 3 / 343 .
( 2 ) . حلية الاولياء : 1 / 162 .
( 3 ) . طبقات الكبرى : 4 / 166 چاپ ليدن .
( 4 ) . مسند احمد : 5 / 180 ؛ سنن ابو داود : 2 / 282 .