تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
كنند ؟ گفت : با شمشير زدوخورد مىكنم . گفت : راهى بهتر از اينكه نزديك‌تر به صواب باشد به تو بنمايم ؟ بشنو و فرمان بر و هركجا ترا راندند بپذير . « 1 » 5 - واقدى از طريق ابو الاسود دوئلى آورده است كه گفت : من دوست مىداشتم ابو ذر را ببينم تا علت بيرون شدنش از مدينه را بپرسم . پس در ربذه فرود آمدم و به او گفتم : مرا خبر نمىدهى آيا به ميل خود از مدينه بيرون شدى يا به زور تبعيدت كردند ؟ گفت : من در يكى از سرحدّات مسلمانان بودم و ايشان را كفايت مىكردم پس مرا به مدينه راندند و گفتم : آنجا شهرى است كه خود و يارانم به آنجا كوچيده‌ايم ، ولى از مدينه نيز مرا به اينجا كه مىبينى تبعيد كردند . سپس گفت : شبى به روزگار رسول صلّى اللّه عليه و آله در مسجد ، خوابيده بودم كه او صلّى اللّه عليه و آله بر من بگذشت و نوك پايى به من زد و گفت : نبينم كه در مسجد بخوابى . گفتم : پدر و مادرم فدايت باد ! خواب بر چشمم چيره شد و خوابم برد . گفت : چه مىكنى ؟ آنگاه كه ترا از اينجا بيرون كنند ؟ گفتم : آنگاه به شام مىروم كه سرزمين مقدس است و سرزمين نيكان مسلمان و سرزمين جهاد در راه خدا . گفت : از آنجا بيرونت كنند چه مىكنى ؟ گفتم : برمىگردم به مسجد ( الحرام ) . گفت : از آنجا بيرونت كنند چه مىكنى ؟ گفتم : شمشيرم را مىگيرم و با آنان زدوخورد مىكنم . گفت : آيا راهى بهتر از اين به تو ننمايم ؟ به هرجا كه برانندت با ايشان برو و بشنو و فرمانبر باش . من هم شنيدم و فرمانبردم و مىشنوم و فرمان مىبرم و به خدا سوگند عثمان در حالى حق را ديدار مىكند كه در مورد من بزهكار است . « 2 » روايت بالا را به همين عبارت و از همين طريق احمد نيز آورده « 3 » و اسناد آن صحيح و حلقه‌هاى اسناد آن همگى مورد اطمينان‌اند بدين قرار : 1 - علىّ بن عبد اللّه مدينى گروهى او را مورد اطمينان خوانده‌اند و نسايى گفته : او امين و مورد اعتماد و خود يكى از پيشوايان است در فنّ حديث . 2 - ابو محمّد معمر بن سليمان بصرى كه در اطمينان به او همهء محدثان همداستان‌اند
هامش
( 1 ) . فتح البارى : 3 / 213 ؛ عمدة القارى : 4 / 291 . ( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 241 . ( 3 ) . مسند احمد : 5 / 156 .