مىگفت : آسمان سايه بر سر نيفكند . . . . « 1 »
خلاصهء گزارش بالا را حاكم نيز آورده و جداگانه نيز حكم به صحت آن داده و ذهبى هم گويد : سندى نيكو دارد . « 2 »
6 - از طريق ابن حارث آوردهاند كه چون در نزد ابو درداء ، ابو ذر را ياد كردند وى گفت : به خدا كه چون او حاضر مىشد رسول او را به خويش نزديك مىكرد و چون غايب مىشد سراغ او را مىگفت و راستى كه دانستم دربارهء او گفت : زمين بر روى خود برنمىدارد و آسمان سايه بر سر نمىافكند ، انسانى را كه راستگوتر از ابو ذر باشد . « 3 »
7 - احمد از طريق ابو الاسود دوئلى آورده است كه او گفت : ياران پيامبر را ديدم و همانندى براى ابو ذر نديدم . « 4 »
گزارش بالا را حافظ هيثمى نيز آورده است . « 5 »
8 - شهاب الدين ابشيهى آورده است : جبرئيل در صورت دحيهء كلبى نزد پيامبر بود كه ابو ذر برايشان گذشت و سلام نگفت و جبرئيل گفت : اين ابو ذر است اگر سلام مىداد پاسخ او را مىداديم . گفت : جبرئيل مگر مىشناسىاش ؟ گفت : سوگند به آن كس كه ترا براستى به پيغمبرى برانگيخت كه او در ملكوت هفت آسمان معروفتر است تا در زمين .
پرسيد : چگونه خود را به اين مقام رسانده ؟ گفت : با پارسايىاش در برابر اموال نابود شوندهء جهان . « 6 » اين گزارش را زمخشرى نيز ياد كرده است . « 7 »
پيمان پيامبر بزرگ با ابو ذر
1 - حاكم از طريقى كه آن را صحيح خوانده آورده است كه ابو ذر گفت : پيامبر گفت :
اى ابو ذر ! چگونه خواهى بود هنگامى كه در ميان فرومايگانى باشى ؟ و انگشتانش را از
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 5 / 197 .
( 2 ) . المستدرك : 3 / 344 .
( 3 ) . كنز العمال : 8 / 15 ؛ مجمع الزوائد : 9 / 330 ؛ الاصابة : 4 / 63 به نقل از طبرانى و با اين عبارت : رسول خدا هنگامى كه ابو ذر حاضر بود با او آغاز به سخن مىكرد و چون غايب بود از او سراغ مىگرفت .
( 4 ) . مسند احمد : 5 / 181 .
( 5 ) . مجمع الزوائد : 9 / 331 .
( 6 ) . المستطرف : 1 / 166 .
( 7 ) . ربيع الابرار ببا بيست و سوم .